|
كشيده عشق در زنجير، جان ناشكيبا را
كشيده عشق در زنجير، جان ناشكيبا را
شيده عشق در زنجير، جان ناشكيبا را *** نهاده كار صعبي پيش، صبر بند فرسا را
توام سررشته داري، گر پرم سوي تو معرورم *** كه در دست اختياري نيست مرغ بند بر پا را
من از كافرنهاديهاي عشق ، اين رشك مي*بينم *** كه با يعقوب هم خصمي بود جان زليخا را
به گنجشگان ميالا دام خود، خواهم چنان باشي *** كه استغنا زني ، گر بيني اندر دام ، عنقا را
اگر داني چو مرغان در هواي دامگه داري *** ز دام خود به صحرا افكني، اول دل ما را
نصيحت اينهمه در پرده ، با آن طور خودرايي
مگر وحشي نمي*داند، زبان رمز و ايما را
__________________
ツ
Q♠ Q♦ Q♣ Q♥
Asraare Azal Raa Na To Daani O Na Man, Vin Halle MoaMaa Na To Daani O Na Man,.
Hast Az Pase Parde GofteGooye Man O To, Chon ParDe Bar Oftad Na To Maani O Na Man,.
©
♥ ♥ ♥ ♥ ♥
|