|
قدر اهل درد صاحب درد مي*داند كه چيست
قدر اهل درد صاحب درد مي*داند كه چيست
قدر اهل درد صاحب درد مي*داند كه چيست *** مرد صاحب درد، درد مرد، مي*داند كه چيست
هر زمان در مجمعي گردي چه داني حال ما *** حال تنها گرد، تنها گرد، مي*داند كه چيست
رنج آنهايي كه تخم آرزويي كشته*اند *** آنكه نخل حسرتي پرورد مي*داند كه چيست
آتش سردي كه بگدازد درون سنگ را *** هركرا بودست آه سرد، مي*داندكه چيست
بازي عشقست كاينجا عاقلان در شش درند *** عقل كي منصوبهء اين نرد مي*داند كه چيست
قطره*اي از باده عشقست سد درياي زهر *** هر كه يك پيمانهء زين مي*خورد، مي*داند كه چيست
وحشي آنكس را كه خوني چند رفت از راه چشم
علت آثار روي زرد مي*داند كه چيست
__________________
ツ
Q♠ Q♦ Q♣ Q♥
Asraare Azal Raa Na To Daani O Na Man, Vin Halle MoaMaa Na To Daani O Na Man,.
Hast Az Pase Parde GofteGooye Man O To, Chon ParDe Bar Oftad Na To Maani O Na Man,.
©
♥ ♥ ♥ ♥ ♥
|