|
به زير لب حديق تلخ ، كان بيدادگر دارد
به زير لب حديق تلخ ، كان بيدادگر دارد
به زير لب حديق تلخ ، كان بيدادگر دارد *** بود زهري كه بهر كشتن ما در شكر دارد
بلاي هجر و درد اشتياق پير كنعاني *** كسي داند كه چون يوسف عزيزي در سفر دارد
ندارد اشتياق وصل شيرين، كوهكن، ورنه *** به ضرب تيشه سد چون بيستون از پيش بردارد
عتاب آلوده آمد ، باده در سر، دست بر خنجر *** كدامين بي*گله را ميكشد ديگر چه سر دارد
كسي دارد خبر از اشك و آه گرم من وحشي
كه آتش در دل و داغ ندامت بر جگر دارد
__________________
ツ
Q♠ Q♦ Q♣ Q♥
Asraare Azal Raa Na To Daani O Na Man, Vin Halle MoaMaa Na To Daani O Na Man,.
Hast Az Pase Parde GofteGooye Man O To, Chon ParDe Bar Oftad Na To Maani O Na Man,.
©
♥ ♥ ♥ ♥ ♥
|