|
|
#1 (permalink) |
|
Jupiter
Join Date: Jul 2004
Posts: 4,125
Credits: 767
Thanks: 372
Thanked 925 Times in 600 Posts
|
Nagofteh Haaye Zabane Parsi!
آيا مي دانستيد برخي ها واژه هاي زير را که همگي فرانسوي هستند فارسي مي دانند؟
آسانسور، آلياژ، آمپول، املت، باسن، بتون، بليت، بيسکويت، پاکت، پالتو، پريز، پلاک، پماد، پوتين، پودر، پوره، پونز، پيک نيک، تابلو، تراس، تراخم، نمبر، تيراژ، تور، تيپ، خاويار، دکتر، دليجان، دوجين، دوش، دبپلم، ديکته، رژ، رژيم، رفوزه، رگل، رله، روبان، زيگزاگ، ژن، ساردين، سالاد، سانسور، سراميک، سرنگ، سرويس، سري، سزارين، سوس، سلول، سمينار، سودا، سوسيس، سيلو، سن، سنا، سنديکا، سيفون، سيمان، شانس، شوسه، شوفاژ، شيک، شيمي، صابون، فاميل، فر، فلاسک، فلش، فيله، فيبر، فيش، فيلسوف، فيوز، کائوچو، کابل، کادر، کادو، کارت، کارتن، کافه، کاميون، کاموا، کپسول، کت، کتلت، کراوات، کرست، کلاس، کلوب، کليشه، کمپ، کمپرس، کمپوت، کمد، کميته، کنتور، کنسرو، کنسول، کنکور، کنگره، کودتا، کوپن، کوپه، کوسن، گاراژ، گارد، گاز، گارسون، گريس، گيشه، گيومه، لاستيک، لامپ، ليسانس، ليست، ليموناد، مات، مارش، ماساژ، ماسک، مبل، مغازه، موکت، مامان، ماتيک، ماشين، مانتو، مايو، مبل، متر، مدال، مرسي، موزائيک، موزه، مين، مينياتور، نفت، نمره، واريس، وازلين، وافور، واگن، ويترين، ويرگول، هاشور، هال، هالتر، هورا و بسياري از واژه هاي ديگر. آيا مي دانستيد که بسياري از واژه هاي عربي در زبان فارسي در واقع عربي نيستند و اعراب آن ها را به معنايي که خود مي دانند در نمي يابند؟ اين واژه ها را ساختگي (جعلي) مي نامند و بيشترشان ساختة ترکان عثماني است. از آن زمره اند: ابتدايي (عرب مي گويد: بدائي)، انقلاب (عرب مي گويد: ثوره)، تجاوز (اعتداء)، توليد (انتاج)، تمدن (مدنيه)، جامعه (مجتمع)، جمعيت (سکان)، خجالت (حيا)، دخالت (مداخله)، مثبت (وضعي)، مسري (ساري)، مصرف (استهلاک)، مذاکره (مفاوضه)، ملت (شَعَب)، ملي (قومي)، مليت (الجنسيه) و بسياري از واژه هاي ديگر. بسياري از واژه هاي عربي در زبان فارسي را نيز اعراب در زبان خود به معني ديگري مي فهمند، از آن زمره اند: رقيب (عرب مي فهمد: نگهبان)، شمايل (عرب مي فهمد: طبع ها)، غرور (فريفتن)، لحيم (پرگوشت)، نفر (مردم)، وجه (چهره) و بسياري از واژه هاي ديگر. آيا مي دانستيد که ما بسياري از واژه هاي فارسي مان را به عربي و يا به فرنگي واگويي (تلفظ) مي کنيم؟ اين واژه هاي فارسي را يا اعراب از ما گرفته و عربي (معرب) کرده اند و دوباره به ما پس داده اند و يا از زبان هاي فرنگي، که اين واژها را به طريقي از خود ما گرفته اند، دوباره به ما داده اند و از آن زمره اند: از عربي: فارسي (که پارسي بوده است)، خندق (که کندک بوده است)، دهقان (دهگان)، سُماق (سماک)، صندل (چندل)، فيل (پيل)، شطرنج (شتررنگ)، غربال (گربال)، ياقوت (ياکند)، طاس (تاس)، طراز (تراز)، نارنجي (نارنگي)، سفيد (سپيد)، قلعه (کلات)، خنجر (خون گر)، صليب (چليپا) و بسياري از واژه هاي ديگر. از روسي: استکان: اين واژه در اصل همان «دوستگاني» فارسي است که در فارسي قديم به معناي جام شراب بزرگ و يا نوشيدن شراب از يك جام به افتخار دوست بوده است که از سدة ١۶ ميلادي از راه زبان تركي وارد زبان روسي شده و به شكل استكان درآمده است و اکنون در واژه نامه هاي فارسي آن را وام واژه اي روسي مي دانند. سارافون: اين واژه در اصل «سراپا» ي فارسي بوده است كه از راه زبان تركي وارد زبان روسي شده و واگويي آن عوض شده است. اکنون سارافون به نوعي جامة ملي زنانة روسي گفته مي شود كه بلند و بدون آستين است. پيژامه: همان « پاي جامه» فارسي است که اکنون در زبان هاي انگليسي، آلماني، فرانسوي و روسي نوشته شده و به کار مي رود و آن ها مدعي وام دادن آن به ما هستند pyjama واژه هاي فراواني در زبان هاي عربي، ترکي، روسي، انگليسي، فرانسوي و آلماني نيز فارسي است و بسياري از فارسي زبانان آن را نمي دانند. از آن جمله اند: کيوسک که از کوشک فارسي به معني ساختمان بلند گرفته شده است و در تقريباً همة زبان هاي اروپايي هست. نوشته مي شود chakal، در فرانسوي jackal، در انگليسي schakal و در آلماني Shakal شغال که در روسي نوشته مي شود caravane، در فرانسوي caravan، در انگليسي Karawane و در آلماني Karavanکاروان که در روسي نوشته مي شود caravanserail، در فرانسوي caravanserai، در انگليسي karawanserei و در آلماني karavansarai کاروانسرا که در روسي نوشته مي شود paradise، در انگليسي paradies و در آلماني Paradis پرديس به معني بهشت که در فرانسوي نوشته مي شود musk، در انگليسي Moschus و در آلماني Musk مشک که در فرانسوي نوشته مي شود sorbet، در انگليسي sherbet و در آلماني Sorbet شربت که در فرانسوي نوشته مي شود و در اين زبان ها معني رشوه هم مي دهد. bakchisch و در آلماني Baksheesh بخشش که در انگليسي نوشته مي شود و در اين زبان ها به معني ملوان هندي نيز هست Lascar لشکر که در فرانسوي و انگليسي نوشته مي شود khaki خاکي به معني رنگ خاکي که در زبان هاي انگليسي و آلماني کيميا به معني علم شيمي که در فرانسوي، در انگليسي و در آلماني نوشته مي شود. نوشته مي شود نيز که نام زن در اين کشورهاست به همان معني ستاره است star و در انگليسي Esther و در آلماني. astre ستاره که در فرانسوي برخي ديگر از نام هاي زنان در اين کشورها نيز فارسي است، مانند: که از واژة فارسي رخشان به معني درخشنده است و در فارسي نيز به همين معني براي نام زنان روشنک وجود دارد Roxane که از واژة فارسي ياسمن و نام گلي است Jasmine که از واژة فارسي لِيلاک به معني ياس بنفش رنگ است Lila که از واژة فارسي آوا به معني صدا يا آب است. مانند آوا گاردنر Ava واژه هاي فارسي موجود در زبان هاي عربي، ترکي و روسي را به دليل فراواني جداگانه خواهيم آورد. آيا مي دانستيد که اين عادت امروز ايرانيان که در جملات نهي کنندة خود «ن» نفي را به جاي «م» نهي به کار مي برند از ديدگاه دستور زبان فارسي نادرست است؟ امروز ايرانيان هنگامي که مي خواهند کسي را از کاري نهي کنند، به جاي آن که مثلا بگويند: مکن! يا مگو! (يعني به جاي کاربرد م نهي) به نادرستي مي گويند: نکن! يا نگو! (يعني ن نفي را به جاي م نهي به کار مي برند). در فارسي، درست آن است که براي نهي کردن از چيزي، از م نهي استفاده شود، يعني مثلاً بايد گفت: مترس!، ميازار!، مده!، مبادا! (نه نترس!، نيازار!، نده!، نبادا!) و تنها براي نفي کردن (يعني منفي کردن فعلي) ن نفي به کار رود، مانند: من گفتة او را باور نمي کنم، چند روزي است که رامين را نديده ام. او در اين باره چيزي نگفت. آيا مي دانستيد که اصل و نسب برخي از واژه ها و عبارات مصطلح در زبان فارسي در واژه ها عبارتي از يک زبان بيگانه قرار دارد و شکل دگرگون شدة آن وارد زبان عامة ما شده است؟ به نمونه هاي زير توجه کنيد: به معني من خواهم داشت I shall have هشلهف: مردم براي بيان اين نظر که تلفظ برخي از واژه ها يا عبارات از يک زبان بيگانه تا چه اندازه مي تواند نازيبا و نچسب باشد جملة انگليسي را به مسخره هشلهف خوانده اند تا بگويند ببينيد واگويي اين عبارت چقدر نامطبوع است! و اکنون ديگر اين واژة مسخره آميز را براي هر واژة عبارت نچسب و نامفهوم ديگر نيز (چه فارسي و چه بيگانه) به کار مي برند به معني آرايش شده و شيک پوشيده گرفته شده استCossani Fossani چُسان فُسان: از واژة روسي زِ پرتي واژة روسي به معني زتداني است و استفاده از آن يادگار زمان قزاق هاي روسي در ايران است در آن دوران هرگاه سربازي به زندان مي افتاد ديگران مي گفتند يارو زپرتي شد و اين واژه کم کم اين معني Zeperti را به خود گرفت که کار و بار کسي خراب شده و اوضاعش ديگر به هم ريخته است به معني همهمه هياهو و سرو صدا گرفته شده است Charivari شِر و وِر از واژة فرانسوي در امريکا بافته شده است و بوستوني مي گفته اندBoston فاستوني پارچه اي است که نخستين بار در شهر باستون به معني برگة داراي ضمانت گرفته شده است Assignat که خود از واژة فرانسوي Assignatasia اسکناس از واژة روسي به معني بامزه گرفته شده است و به کنايه و واژگونه به معني بيخود و مزخرف به کار برده شده است Fkussni فکسني از واژة روسي Lagerhure لگوري, دگوري هم مي گويند يادگار سربازخانه هاي ايران در دوران تصدي سوئدي ها است که به زبان آلماني به فاحشة کم بها يا فاحشة نظامي مي گفتند و مردم از آن براي اشاره به چيز اسقاط و به درد نخور هم استفاده کرده اند Nakhal نخاله يادگار سربازخانه هاي قزاق هاي روسي در ايران است که به زبان روسي به آدم بي ادب و گستاخ مي گفتند Last edited by Hasti_Be; 07-01-09 at 14:31. |
|
|
|
| Entry Appreciated By 10 Users | **Nafass** (07-01-09), ALi_Persia (07-01-09), amirhosseinj (07-01-09), BOEING (07-01-09), effat27 (07-01-09), Hassan Kachal (07-01-09), miladoooo (07-01-09), NeGiNi (07-01-09), pari_bala (07-01-09), yasserbahale (07-01-09) |
|
|
#4 (permalink) |
|
Emperor
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() |
merC baraye TH hasti joon,kheili jaleb bood.
be kasayi ke hoseleye khoondan e kollesh o nadaran pishnahad mikonam ke in ghesmate akharesho bekhoonan kheili jaleb o khande dar bood... az in bande akhar ke neveshte: به نمونه هاي زير توجه کنيد
__________________
Agar nemitavani bala beravi,sib bash ta oftadanat andishe e ra bala barad... |
|
|
|
|
|
#6 (permalink) |
|
Emperor
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() |
oho, che khoshkelesham kardi...mashalla,che rang amizi E,che salighe E vaghean
![]() albatte man hamoon moghe E ham ke nakhana bood khoondam, yekami sakht bood vali dige fekr nemikardam bad az 2 3 saat ke Th o mizani yadet miad ke biay editesh koni ![]() merC
__________________
Agar nemitavani bala beravi,sib bash ta oftadanat andishe e ra bala barad... |
|
|
|
|
|
#7 (permalink) | ||||||||||||||||||
|
Jupiter
Join Date: Jul 2004
Posts: 4,125
Credits: 767
Thanks: 372
Thanked 925 Times in 600 Posts
|
![]() rastesh na aval thread o zadam bad az roosh ye bar dige khoondam didam bah bah che ghad kharabkari kardam ![]() too fekr boodam ke thread pak she dige thanks aro didam khejalat keshidam neshastam jomle be jomle khoondamo dorost kardam. age chand saat tool keshid vase inke kheili sakht booooooood, ![]()
|
||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||
![]() |
|
| Thread Tools | |
|
|
Similar Threads
|
||||
| Thread | Thread Starter | Forum | Replies | Last Post |
| Reza Sadeghi va nagofteh hayash | **Nafass** | Off Topic / Free Talk (Published) | 4 | 18-01-08 09:31 |
| "Hamshahri", Tanha Nashriyeye Irani Va Parsi Zabane Emarat Toghif Shod | MehdiBaTo | News | 14 | 10-02-07 17:45 |
| Tovaalet-haaye Mardaaneh Dar Keshvar-haaye Mokhtalefe Jahan | MehdiBaTo | Interesting Pictures | 9 | 03-08-06 18:46 |