|
|
#1 (permalink) |
|
Neptune
![]() ![]() ![]() Join Date: Jul 2006
Location: Runway 08 R
Posts: 7,681
Credits: 21,156
Thanks: 3,171
Thanked 1,916 Times in 982 Posts
|
Esfandiyar e Maghmoom
اسفنديار مغموم Download this song (Right Click, Save target as) که نفرين بر اين تخت و اين تاج باد بر اين کشتن و شور و تاراج باد مده از پی تاج سر را به باد كه با تاج شاهی ز مادر نزاد کنون خورد بايد مى خوشگوار که مى بوى مشک آيد از جويبار هوا پر خروش و زمين پر ز جوش خنک آنک دل شاد دارد به نوش بدرد همى باد پيراهنش درفشان شود آتش اندر تنش كه داند كه بلبل چه گويد همى به زير گل اندر چه مويد همى؟ نگه كن سحرگاه تا بشنوى ز بلبل، سخن گفتن پهلوى همى نالد از مرگ اسفنديار ندارد به جز ناله زو يادگار چو شد روز رستم بپوشید گبر نگهبان تن کرد بر گبر ببر کمندی به فتراک زین بر ببست بران باره ی پیل پیکر نشست گذشت از لب رود و بالا گرفت همی ماند از کار گیتی شگفت خروشید کای فرخ اسفندیار هماوردت آمد برآرای کار بران گونه رفتند هر دو به رزم تو گفتی که اندر جهان نیست بزم چو نزدیک گشتند پیر و جوان دو شیر سرافراز و دو پهلوان نهادند پیمان دو جنگی که کس نباشد بران جنگ فریاد رس نخستین به نیزه برآویختند همی خون ز جوشن فرو ریختند گرفتند زان پس دوال کمر دو اسپ تگاور فروبرده سر همی زور کرد این بران آن برین نجنبید یک شیر بر پشت زین چنین گفت رستم به اسفندیار که ای سیر ناگشته از کارزار بترس از جهاندار یزدان پاک خرد را مکن با دل اندر مغاک من امروز نیز بهر جنگ آمدم پی پوزش و نام و ننگ آمدم تو با من به بیداد کوشی همی دو چشم خرد را بپوشی همی چنین داد پاسخ که مرد فریب نیم روز پرخاش و روز نهیب اگر زنده خواهی که ماند به جای نخستین سخن بند بر نه به پای دگر باره رستم زبان برگشاد مکن شهریارا ز بیداد یاد مکن نام من در جهان زشت و خوار که جز بد نیاید ازین کارزار به رستم چنین گفت اسفندیار که تا چندگویی سخن نابکار مرا گویی از راه یزدان بگرد ز فرمان شاه جهانبان بگرد چنین داد پاسخ که چند از فریب همانا به تنگ اندر آمد نشیب کمان را به زه کرد و آن تیر گز که پیکانش را داده بد آب رز همی راند تیر گز اندر کمان سر خویش کرده سوی آسمان همی گفت کای پاک دادار هور فزاینده ی دانش و فر و زور همی بینی این پاک جان مرا توان مرا هم روان مرا که چندین بپیچم که اسفندیار مگر سر بپیچاند از کارزار تهمتن گز اندر کمان راند زود بران سان که سیمرغ فرموده بود بزد تیر بر چشم اسفندیار سیه شد جهان پیش آن نامدار آه اى اسفنديار مغموم تو را آن به كه چشم فرو پوشيده باشى آى اسفنديار، آى اسفنديار مغموم خم آورد بالاى ســروِ سهــى از او دور شد دانــش و فرّهــى نگون شد سر شاه يزدان پرست بيفتاد چاچى كمانـش ز دســت نوازندگان استاد عاشق على اكبر بهارى - كمانچه استاد عاشق على اكبر بهارى - سرنا عبدی بهروانفر - آواز عبدی بهروانفر - هارمونيكا عبدی بهروانفر - گيتار الكتريك مسعود فياض زاده - گيتار الكتريك مسعود فياض زاده - باس علی باغفر - درامز مسعود فياض زاده- تار Last edited by BOEING; 02-02-09 at 06:51. |
|
|
|
| Entry Appreciated By 4 Users |
|
|
#3 (permalink) | ||||||||||||||||||
|
Neptune
![]() ![]() ![]() Join Date: Jul 2006
Location: Runway 08 R
Posts: 7,681
Credits: 21,156
Thanks: 3,171
Thanked 1,916 Times in 982 Posts
|
Fekr mikardam az in gozdideha bishtar esteghbal besheh ama nashod... Man shakhsan asheghe in asar hastam che gozideye rostam o esfandiyar va che ahange zibayi ke abdi behravanfar ejrash karde... |
||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||
![]() |
|
| Thread Tools | |
|
|