|
|
#1 (permalink) |
|
Staff
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() Join Date: Jan 2006
Location: No�waY ツ
Posts: 15,096
Credits: 112,207
Thanks: 587
Thanked 5,930 Times in 2,248 Posts
|
هر که می بیند مرا، گوید پریشانی چرا در کمند اضطراب عشق حیرانی چرا عقل دوراندیش را کردی رها، دیدی بلا عاشق و شوریده سر، حیران و پژمانی چرا گشته ام بیمار عشق و داغدار و دل فکار آشنای دل بپرسد زار و نالانی چرا خنده ام بی اختیار و گریه ام از بی خودیست هر کسی پرسد ز من خندان و گریانی چرا زیر این طاق بلند آسمان دلشاد کیست بی سبب در بند عیش و شادیِ جانی چرا لذتی بالاتر از اندوه و درد عشق نیست در خیالِ چاره و در فکرِ درمانی چرا هر که را مهر و محبت نیست بیجا زنده است در خمارِ عشقِ دل، صابر پشیمانی چرا استاد صابر کرمانی |
|
|
|
| Entry Appreciated By: | Ghazaldoost (19-06-09) |
![]() |
|
| Thread Tools | |
|
|