|
|
#1 (permalink) |
|
Staff
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() Join Date: Jan 2006
Location: No�waY ツ
Posts: 15,096
Credits: 112,231
Thanks: 587
Thanked 5,931 Times in 2,248 Posts
|
![]() پرنده نیز عاشق بود گهی می رفت گهی می ماند سپس در اوج تنهایی گهی آواز غم می خواند * از این شاخه به آن شاخه خودش را جستجو می کرد و هر گلبرگ خوش رنگی دلش را زیرورو می کرد * نه می خوردو نه می خوابید نه می پیچید ، نه می تابید نگاهش خسته بود اما... به جایی دور می تازید * ومن حالا به پشت پنجره ، تنها برایش اشک می ریزم و دستم را برایش می برم بالا و می خوانم دعا * اما !! * پرنده گفت :باید رفت پرنده رفت پرنده دور شد حالا دگر اورا نمی بینم * پرنده خوب و صادق بود پرنده نیز عاشق بود ... |
|
|
|
| Entry Appreciated By: | dokhtare (04-05-09) |
![]() |
|
| Thread Tools | |
|
|