|
|
#1 (permalink) |
|
Forum God
![]() |
بیا اینبار تو غم مادر سهراب باشیم
بیا اینبار تو غم مادر سهراب باشیم یادته قصه میگفتن برامون؟ قصه از اون دل پرغصه میگفتن برامون؟ یکی بود یکی نبودو یادته؟ زیرگنبدکبودو یادته قصهءرستم ودیو قصهءگودرزو گیو یادته؟ شب یلدا غصهءسهرابو رستم یادته؟ آخر قصهءپر ماتم وپر غم یادته؟ وقتی شب سرکه میذاشتیم بخوابیم دلمون از غم رستم پرِدرد و ناله بود خون سهراب, روون میون دشت لاله بود انگاری رستمو درکنار سهراب میدیدیم یه چشش خون و یه چشمشم پر از آب میدیدیم یادته ؟ رستمی که توی پهلوونا همتایی نداشت تودلش جز عشق ایران دیگه هیچ جایی نداشت وقتی بازوبندو دید وقتی سهرابو شناخت دنیاروسرش خراب شد انگاری عمرشو باخت آخ،چقدر غصه میخوردیم منو تو از غم رستم واز داغ دلش از عذاب بیحدش تا چه حد غصه میخوردیم منوتو ولی هیچکس دیگه از مادرسهراب نگفت کسی از اون دل خون ،اون دل بیتاب نگفت راستی هیچکس میدونه مادر سهراب چی کشید؟ یا چی شد اون لحظه ای که مرگ سهرابو شنید؟ ............................................... ... اینروزا که قحطیه خنده و یه دل خوشه اینروزا که جای رستم, سهرابو دیو میکشه اینروزا که رستمی گیر نمیاد ازپس کوه سیا, ضحاک پیر باطناب، با غل و زنجیر میاد بیا یک بارم شده حالا که رستمی نیست، درغم مادر سهراب باشیم میرسه یه صبح خوبی میدونم همه از خواب پاشیم .
__________________
|
|
|
|
| Entry Appreciated By 4 Users |
![]() |
|
| Thread Tools | |
|
|