|
||||||||
| Literature Selected Threads Mosha'ereh, Zarbol Masal |
![]() |
|
|
LinkBack | Thread Tools |
|
|
#11 (permalink) |
|
Forum God
![]() Join Date: Feb 2005
Posts: 3,293
Credits: 6,289
Thanks: 1,496
Thanked 1,663 Times in 1,038 Posts
|
bakhshi az shere Baghe Ayeneh Ahmad Shamlou
چراغي در دست، چراغي در دل*ام.
زنگار ِ روح*ام را صيقل مي*زنم. آينه*ئي برابر ِ آينه*ات مي*گذارم تا با تو ابديتي بسازم. |
|
|
|
| Entry Appreciated By 3 Users |
|
|
#12 (permalink) |
|
Forum God
![]() Join Date: Feb 2005
Posts: 3,293
Credits: 6,289
Thanks: 1,496
Thanked 1,663 Times in 1,038 Posts
|
لحظه ديدار نزديك است - مهدي اخوان ثالث
لحظه ديدار نزديك است .
باز من ديوانه ام، مستم . باز مي لرزد، دلم، دستم باز گويي در جهان ديگري هستم هاي ! نخراشي به غفلت گونه ام را، تيغ هاي ! نپريشي صفاي زلفم را، دست! آبرويم را نريزي، دل ! - اي نخورده مست - لحظه ديدار نزديك است |
|
|
|
| Entry Appreciated By 5 Users | amirhosseinj (04-10-08), Ashkan-k56 (15-10-08), Mehran-M (22-10-08), nimamc (03-10-08), pari_bala (03-10-08) |
|
|
#13 (permalink) |
|
Forum God
![]() Join Date: Feb 2005
Posts: 3,293
Credits: 6,289
Thanks: 1,496
Thanked 1,663 Times in 1,038 Posts
|
هست شب ... - نيما يوشيج
هست شب، يك شب دم كرده و خاك رنگ رخ باخته است . باد - نو باوه ي ابر - از بر كوه سوي من تاخته است . *** هست شب، همچو ورم كرده تني گرم در استاده هوا هم ازين روست نمي بيند اگر گمشده يي راهش را . با تنش گرم،بيابان دراز مرده را ماند در گورش تنگ - به دل سوخته من ماند . به تنم خسته، كه مي سوزد از هيبت تب ، هست شب . آري شب |
|
|
|
|
|
#14 (permalink) |
|
Forum God
![]() Join Date: Feb 2005
Posts: 3,293
Credits: 6,289
Thanks: 1,496
Thanked 1,663 Times in 1,038 Posts
|
پريا - احمد شاملو
يكي بود يكي نبود
زير گنبد كبود لخت و عور تنگ غروب سه تا پري نشسه بود. زار و زار گريه مي كردن پريا مث ابراي باهار گريه مي كردن پريا. گيس شون قد كمون رنگ شبق از كمون بلن ترك از شبق مشكي ترك. روبروشون تو افق شهر غلاماي اسير پشت شون سرد و سيا قلعه افسانه پير. از افق جيرينگ جيرينگ صداي زنجير مي اومد از عقب از توي برج شبگير مي اومد... - پريا! گشنه تونه؟ پريا! تشنه تونه؟ پريا! خسته شدين؟ مرغ پر شسه شدين؟ چيه اين هاي هاي تون گريه تون واي واي تون؟ پريا هيچي نگفتن، زار و زار گريه ميكردن پريا مث ابراي باهار گريه مي كردن پريا *** - پرياي نازنين چه تونه زار مي زنين؟ توي اين صحراي دور توي اين تنگ غروب نمي گين برف مياد؟ نمي گين بارون مياد نمي گين گرگه مياد مي خوردتون؟ نمي گين ديبه مياد يه لقمه خام مي كند تون؟ نمي ترسين پريا؟ نمياين به شهر ما؟ شهر ما صداش مياد، صداي زنجيراش مياد- پريا! قد رشيدم ببينين اسب سفيدم ببينين: اسب سفيد نقره نل يال و دمش رنگ عسل، مركب صرصر تك من! آهوي آهن رگ من! گردن و ساقش ببينين! باد دماغش ببينين! امشب تو شهر چراغونه خونه ديبا داغونه مردم ده مهمون مان با دامب و دومب به شهر ميان داريه و دمبك مي زنن مي رقصن و مي رقصونن غنچه خندون مي ريزن نقل بيابون مي ريزن هاي مي كشن هوي مي كشن: - شهر جاي ما شد! عيد مردماس، ديب گله داره دنيا مال ماس، ديب گله داره سفيدي پادشاس، ديب گله داره سياهي رو سياس، ديب گله داره ... *** پريا! ديگه تو روز شيكسه دراي قلعه بسّه اگه تا زوده بلن شين سوار اسب من شين مياد جينگ و جينگ ريختن زنجير برده هاش مياد. آره ! زنجيراي گرون، حلقه به حلقه، لابه لا مي ريزد ز دست و پا. پوسيده ن، پاره مي شن ديبا بيچاره ميشن: سر به جنگل بذارن، جنگلو خارزار مي بينن سر به صحرا بذارن، كوير و نمك زار مي بينن عوضش تو شهر ما... [ آخ ! نمي دونين پريا!] در برجا وا مي شن، برده دارا رسوا مي شن غلوما آزاد مي شن، ويرونه ها آباد مي شن هر كي كه غصه داره غمشو زمين ميذاره. قالي مي شن حصيرا آزاد مي شن اسيرا. اسيرا كينه دارن داس شونو ور مي ميدارن سيل مي شن: گرگرگر! تو قلب شب كه بد گله آتيش بازي چه خوشگله! آتيش! آتيش! - چه خوبه! حالام تنگ غروبه چيزي به شب نمونده به سوز تب نمونده، به جستن و واجستن تو حوض نقره جستن الان غلاما وايسادن كه مشعلا رو وردارن بزنن به جون شب، ظلمتو داغونش كنن عمو زنجير بافو پالون بزنن وارد ميدونش كنن به جائي كه شنگولش كنن سكه يه پولش كنن: دست همو بچسبن دور ياور برقصن حمومك مورچه داره، بشين و پاشو در بيارن قفل و صندوقچه داره، بشين و پاشو در بيارن پريا! بسه ديگه هاي هاي تون گريه تاون، واي واي تون! ... پريا هيچي نگفتن، زار و زار گريه مي كردن پريا مث ابراي باهار گريه مي كردن پريا ... *** - پرياي خط خطي، عريون و لخت و پاپتي! شباي چله كوچيك كه زير كرسي، چيك و چيك تخمه ميشكستيم و بارون مي اومد صداش تو نودون مي اومد بي بي جون قصه مي گف حرفاي سر بسه مي گف قصه سبز پري زرد پري قصه سنگ صبور، بز روي بون قصه دختر شاه پريون، - شما ئين اون پريا! اومدين دنياي ما حالا هي حرص مي خورين، جوش مي خورين، غصه خاموش مي خورين [ كه دنيامون خال خاليه، غصه و رنج خاليه؟ دنياي ما قصه نبود پيغوم سر بسته نبود. دنياي ما عيونه هر كي مي خواد بدونه: دنياي ما خار داره بيابوناش مار داره هر كي باهاش كار داره دلش خبردار داره! دنياي ما بزرگه پر از شغال و گرگه! دنياي ما - هي هي هي ! عقب آتيش - لي لي لي ! آتيش مي خواي بالا ترك تا كف پات ترك ترك ... دنياي ما همينه بخواي نخواهي اينه! خوب، پرياي قصه! مرغاي شيكسه! آبتون نبود، دونتون نبود، چائي و قليون تون نبود؟ كي بتونه گفت كه بياين دنياي ما، دنياي واويلاي ما قلعه قصه تونو ول بكنين، كارتونو مشكل بكنين؟ پريا هيچي نگفتن، زار و زار گريه مي كردن پريا مث ابراي باهار گريه مي كردن پريا. *** دس زدم به شونه شون كه كنم روونه شون - پريا جيغ زدن، ويغ زدن، جادو بودن دود شدن، بالا رفتن تار شدن [ پائين اومدن پود شدن، پير شدن گريه شدن، جوون شدن [ خنده شدن، خان شدن بنده شدن، خروس سر كنده شدن، [ ميوه شدن هسه شدن، انار سر بسّه شدن، اميد شدن ياس [ شدن، ستاره نحس شدن ... وقتي ديدن ستاره يه من اثر نداره: مي بينم و حاشا مي كنم، بازي رو تماشا مي كنم هاج و واج و منگ نمي شم، از جادو سنگ نمي شم - يكيش تنگ شراب شد يكيش درياي آب شد يكيش كوه شد و زق زد تو آسمون تتق زد ... شرابه رو سر كشيدم پاشنه رو ور كشيدم زدم به دريا تر شدم، از آن ورش به در شدم دويدم و دويدم بالاي كوه رسيدم اون ور كوه ساز مي زدن، همپاي آواز مي زدن: - دلنگ دلنگ، شاد شديم از ستم آزاد شديم خورشيد خانم آفتاب كرد كلي برنج تو آب كرد. خورشيد خانوم! بفرمائين! از اون بالا بياين پائين ما ظلمو نفله كرديم از وقتي خلق پا شد زندگي مال ما شد. از شادي سير نمي شيم ديگه اسير نمي شيم ها جستيم و واجستيم تو حوض نقره جستيم سيب طلا رو چيديم به خونه مون رسيديم ... *** بالا رفتيم دوغ بود قصه بي بيم دروغ بود، پائين اومديم ماست بود قصه ما راست بود: قصه ما به سر رسيد غلاغه به خونه ش نرسيد، هاچين و واچين زنجيرو ورچين |
|
|
|
| Entry Appreciated By 2 Users | Ashkan-k56 (15-10-08), Mehran-M (22-10-08) |
|
|
#15 (permalink) |
|
Jupiter
![]() ![]() Join Date: Aug 2007
Location: s\/\/eDeN
Posts: 4,169
Credits: 15,451
Thanks: 2,570
Thanked 878 Times in 494 Posts
|
Faryad Mizanam az Nima Yooshij
فرياد می زنم من چهره ام گرفته من قايقم نشسته به خشکی مقصود من ز حرفم معلوم بر شماست يک دست بی صداست من ، دست من ، کمک ز دست شما می کند طلب فرياد من شکسته اگر در گلو وگر فرياد من رساست من از برای راه خلاص خود و شما فرياد می زنم فرياد می زنم ![]()
__________________
بهتر آنست که غفلت نکنیم از آغاز
|
|
|
|
| Entry Appreciated By 2 Users | amirhosseinj (04-10-08), zarrin_al (03-10-08) |
|
|
#16 (permalink) |
|
Forum God
![]() Join Date: Sep 2006
Location: Stuttgart, Germany
Posts: 2,986
Credits: 6,693
Thanks: 862
Thanked 588 Times in 351 Posts
|
مهدي سهيلي
دردمندان را دوايي نيست در ميخانه ها ساده دل آنكس كه پيمان بست با پيمانه ها مست توحيدم نه مست باده انديشه سوز سر خوشي ها را نجويم از در ميخانه ها عكس روي باغبان پيداست در هر برگ گل سير كن نقش خدا را در پروانه ها داستان اهل دنيا را به دنيا دار گوي گوش من آزرده شد از جور اين افسانه ها گر كه جويي روشني، در خاطر بشكسته جوي رونق مهتاب باشد در دل ويرانه ها سر بپاي بينوايان منهم تا زنده ام چون خدا را ديده ام در كنج محنت خانه ها .
__________________
|
|
|
|
| Entry Appreciated By: | pari_bala (04-10-08) |
|
|
#17 (permalink) |
|
Jupiter
![]() ![]() Join Date: Aug 2007
Location: s\/\/eDeN
Posts: 4,169
Credits: 15,451
Thanks: 2,570
Thanked 878 Times in 494 Posts
|
Fereydoon Moshiri
نيستی که ببينی تو نيستي كه ببيني چگونه عطر تو ؛ در عمق لحظه ها جاري است چگونه عكس تو ؛ در برق شيشه ها ؛ پيداست چگونه جاي تو ؛ در جان زندگي سبز است تمام گنجشكان كه درنبودن تو مرا به باد ملامت گرفته اند ترا به نام صدا مي كنند تو نيستي كه ببيني چگونه پيچيده است طنين شعر نگاه تو درترانه من تو نيستي كه بيبني چگونه مي گردد نسيم روح تو در باغ بي جوانه من چه نيمه شب ها وقتي كه ابر بازيگر هزار چهره به هر لحظه مي كند تصوير به چشم همزدني ميان آن همه صورت ؛ ترا شناخته ام به خواب مي ماند تنها به خواب مي ماند چراغ آينه ديوار بي تو غمگينند تو نيستي كه ببيني چگونه با ديوار به مهرباني يك دوست ؛ از تو مي گويم تو نيستي كه ببيني چگونه از ديوار جواب مي شنوم تو نيستي كه ببيني چگونه دور از تو به روي هرچه در اين خانه ست غبار سربي اندوه بال گسترده است تو نيستي كه ببيني دل رميده من بجز تو ؛ ياد همه چيز را رهاكرده است غروب هاي غريب در اين رواق نياز پرنده ساكت و غمگين ستاره بيمار است دو چشم خسته من در اين اميد عبث دو شمع سوخته جان هميشه بيدار است تو نيستي كه ببينيPS. man sherhaee ke vaghan doost daramo faghat inja mizaram pas age tekrari bood ya jaye dige zade boodam bebakhshid
![]()
__________________
بهتر آنست که غفلت نکنیم از آغاز
|
|
|
|
| Entry Appreciated By 3 Users |
|
|
#18 (permalink) |
|
Staff
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() Join Date: Jan 2006
Location: No�waY ツ
Posts: 15,092
Credits: 89,485
Thanks: 587
Thanked 5,921 Times in 2,246 Posts
|
رو به غروب ريخته سرخ غروب جابجا بر سر سنگ. كوه خاموش است. مي خروشد رود. مانده در دامن دشت خرمني رنگ كبود. سايه آميخته با سايه. سنگ با سنگ گرفته پيوند. روز فرسوده به ره مي گذرد. جلوه گر آمده در چشمانش نقش اندوه پي يك لبخند. جغد بر كنگره ها مي خواند. لاشخورها، سنگين، از هوا، تك تك ، آيند فرود: لاشه اي مانده به دشت كنده منقار ز جا چشمانش، زير پيشاني او مانده دو گود كبود. تيرگي مي آيد. دشت مي گيرد آرام. قصه رنگي روز مي رود رو به تمام. شاخه ها پژمرده است. سنگ ها افسرده است. رود مي نالد. جغد مي خواند. غم بياويخته با رنگ غروب. مي تراود ز لبم قصه سرد: دلم افسرده در اين تنگ غروب. Sohraab Sepehri,.
__________________
ツ Q♠ Q♦ Q♣ Q♥ Asraare Azal Raa Na To Daani O Na Man, Vin Halle MoaMaa Na To Daani O Na Man,. Hast Az Pase Parde GofteGooye Man O To, Chon ParDe Bar Oftad Na To Maani O Na Man,. © ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ |
|
|
|
| Entry Appreciated By 2 Users | Ashkan-k56 (15-10-08), tirdad (04-10-08) |
|
|
#19 (permalink) |
|
Emperor
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() |
صدای پای آب هر کجا هستم ، باشم، آسمان مال من است. پنجره، فکر ، هوا ، عشق ، زمین مال من است. چه اهمیت دارد گاه اگر می رویند قارچهای غربت؟من نمی دانم که چرا می گویند: اسب حیوان نجیبی است ، کبوتر زیباست. و چرا در قفس هیچکسی کرکس نیست. گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد. چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید. واژه ها را باید شست . واژه باید خود باد، واژه باید خود باران باشد. چترها را باید بست. زیر باران باید رفت. فکر را، خاطره را، زیر باران باید برد. با همه مردم شهر ، زیر باران باید رفت. دوست را، زیر باران باید دید. عشق را، زیر باران باید جست. زیر باران باید با زن خوابید. زیر باران باید بازی کرد. زیر باران باید چیز نوشت، حرف زد، نیلوفر کاشت زندگی تر شدن پی در پی ، زندگی آب تنی کردن در حوضچه اکنوناست. رخت ها را بکنیم: آب در یک قدمی است. سهراب سپهري
__________________
Agar nemitavani bala beravi,sib bash ta oftadanat andishe e ra bala barad... |
|
|
|
| Entry Appreciated By 3 Users |
|
|
#20 (permalink) |
|
Forum God
![]() Join Date: Feb 2005
Posts: 3,293
Credits: 6,289
Thanks: 1,496
Thanked 1,663 Times in 1,038 Posts
|
شبانه آخر - احمد شاملو
زيبا ترين تماشاست وقتي شبانه بادها از شش جهت به سوي تو مي آيند، و از شكوهمندي ياس انگيزش پرواز ِشامگاهي ِدرناها را پنداري يكسر به سوي ماه است. *** زنگار خورده باشد بي حاصل هر چند از دير باز آن چنگ تيز پاسخ ِ احساس در قعر جان ِ تو، ـ پرواز شامگاهي درناها و باز گشت بادها در گور خاطر تو غباري از سنگي مي روبد، چيزنهفته ئي ت مي آموزد: چيزي كه اي بسا مي دانسته ئي، چيزي كه بي گمان به زمانهاي دور دست مي دانسته ئي. |
|
|
|
| Entry Appreciated By 3 Users |
![]() |
|
| Thread Tools | |
|
|
Similar Threads
|
||||
| Thread | Thread Starter | Forum | Replies | Last Post |
| Harfe Deleto Ba "Yek Ahang" Bezan! | white_hat | Off Topic / Free Talk (Published) | 5764 | Today 22:00 |
| Harfe Deleto Be "Exet" Bezan! | white_hat | Off Topic / Free Talk (Published) | 363 | 15-08-09 19:04 |
| Harfe deleto ba ye * beyt * bezan | Mehran_khafan94 | Off Topic / Free Talk (Published) | 23 | 07-08-07 18:03 |
| Harfe Deleto Ba Ye Jomle Be "Dolate Iran" Bezan... | alirezasepy | Political Discussions | 20 | 12-05-07 08:33 |
| Harfe Deleto Be Valedeynet Bezan! | [OP]Nima | Off Topic / Free Talk (Published) | 24 | 25-12-06 15:51 |