|
||||||||
| Literature Selected Threads Mosha'ereh, Zarbol Masal |
![]() |
|
|
LinkBack | Thread Tools |
|
|
#11 (permalink) |
|
Staff
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() |
آه ، تاكي ز سفر باز نيايي ، بازآ
اشتياق تو مرا سوخت كجايي، بازآ شده نزديك كه هجران تو، مارا بكشد گرهمان بر سرخونريزي مايي ، بازآ كرده اي عهد كه بازآيي و ما را بكشي وقت آنست كه لطفي بنمايي، بازآ رفتي و باز نمي آيي و من بي تو به جان جان من اينهمه بي رحم چرايي، بازآ وحشي از جرم همين كز سر آن كو رفتي گرچه مستوجب سد گونه جفايي، بازآ |
|
|
|
| Entry Appreciated By 2 Users | Ashkan-k56 (26-01-09), tirdad (25-01-09) |
|
|
#12 (permalink) |
|
Neptune
![]() ![]() ![]() |
ای زده مطرب غمت در دل ما ترانهای در سر و در دماغ جان جسته ز تو فسانهای چونک خیال خوش دمت از سوی غیب دردمد ز آتش عشق برجهد تا به فلک زبانهای زهره عشق چون بزد پنجه خود در آب و گل قامت ما چو چنگ شد سینه ما چغانهای آهوی لنگ چون جهد از کف شیر شرزهای چون برهد ز باز جان قالب چون سمانهای ای گل و ای بهار جان وی می و ای خمار جان شاه و یگانه او بود کز تو خورد یگانهای باغ و بهار و بخت بین عالم پردرخت بین وین همگی درختها رسته شده ز دانهای از دهش و عطای تو فقر فقیر فخر شد تا که نماند مرگ را بر فقرا دهانهای لطف و عطا و رحمتت طبل وصال میزند گر نکند وصال تو بار دگر بهانهای مولوی
__________________
خدا را به جان خراباتیان کزین تهمتِ هستیم وارهان به میخانۀ وحدتم راه ده دل زنده و جان آگاه ده که از کثرت خلق تنگ آمدم به هر سو شدم سر به سنگ آمدم... |
|
|
|
|
|
#13 (permalink) |
|
Neptune
![]() ![]() ![]() |
دل از من برد و روی از من نهان کرد
خدا را با که این بازی توان کرد شب تنهاییم در قصد جان بود خیالش لطفهای بیکران کرد چرا چون لاله خونین دل نباشم که با ما نرگس او سرگران کرد که را گویم که با این درد جان سوز طبیبم قصد جان ناتوان کرد بدان سان سوخت چون شمعم که بر من صراحی گریه و بربط فغان کرد صبا گر چاره داری وقت وقت است که درد اشتیاقم قصد جان کرد میان مهربانان کی توان گفت که یار ما چنین گفت و چنان کرد عدو با جان حافظ آن نکردی که تیر چشم آن ابروکمان کرد لسان الغیب
__________________
خدا را به جان خراباتیان کزین تهمتِ هستیم وارهان به میخانۀ وحدتم راه ده دل زنده و جان آگاه ده که از کثرت خلق تنگ آمدم به هر سو شدم سر به سنگ آمدم... |
|
|
|
|
|
#14 (permalink) |
|
Forum God
![]() Join Date: Feb 2005
Posts: 3,293
Credits: 6,297
Thanks: 1,496
Thanked 1,663 Times in 1,038 Posts
|
خالي تر از هميشه و از رو نمي رويم
از تشنگي پريم و لب جو نمي رويم بوي هميشه مي دهد هر روزمان ولي يك شب به ميهماني شب بو نمي رويم چله نشين عشق مجازي شديم و بس گامي فرا تر از خم ابرو نمي رويم لحظه به لحظه آهوي دل گرگ مي شود حتي بسوي ضامن آهو نمي رويم صد بار شد كه عشق به ما پشت كردو رفت با اين همه هنوز هم از رو نمي رويم |
|
|
|
|
|
#15 (permalink) |
|
Staff
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() Join Date: Jan 2006
Location: No�waY ツ
Posts: 15,096
Credits: 112,193
Thanks: 587
Thanked 5,930 Times in 2,248 Posts
|
اگر عالم همه پرخار باشد
دل عاشق همه گلزار باشد وگر بي*كار گردد چرخ گردون جهان عاشقان بر كار باشد همه غمگين شوند و جان عاشق لطيف و خرم و عيار باشد به عاشق ده تو هر جا شمع مرده*ست كه او را صد هزار انوار باشد وگر تنهاست عاشق نيست تنها كه با معشوق پنهان يار باشد شراب عاشقان از سينه جوشد حريف عشق در اسرار باشد به صد وعده نباشد عشق خرسند كه مكر دلبران بسيار باشد وگر بيمار بيني عاشقي را نه شاهد بر سر بيمار باشد سوار عشق شو وز ره مينديش كه اسب عشق بس رهوار باشد به يك حمله تو را منزل رساند اگر چه راه ناهموار باشد علف خواري نداند جان عاشق كه جان عاشقان خمار باشد ز شمس الدين تبريزي بيابي دلي كو مست و بس هشيار باشد
__________________
ツ Q♠ Q♦ Q♣ Q♥ Asraare Azal Raa Na To Daani O Na Man, Vin Halle MoaMaa Na To Daani O Na Man,. Hast Az Pase Parde GofteGooye Man O To, Chon ParDe Bar Oftad Na To Maani O Na Man,. © ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ |
|
|
|
|
|
#16 (permalink) |
|
Neptune
![]() ![]() ![]() |
چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون دلم را دوزخی سازد دو چشمم را کند جیحون چه دانستم که سیلابی مرا ناگاه برباید چو کشتی ام دراندازد میان قلزم پرخون زند موجی بر آن کشتی که تخته تخته بشکافد که هر تخته فروریزد ز گردش های گوناگون نهنگی هم برآرد سر خورد آن آب دریا را چنان دریای بی پایان شود بی آب چون هامون شکافد نیز آن هامون نهنگ بحرفرسا را کشد در قعر ناگاهان به دست قهر چون قارون چو این تبدیل ها آمد نه هامون ماند و نه دریا چه دانم من دگر چون شد که چون غرق است در بی چون چه دانم های بسیار است لیکن من نمی دانم که خوردم از دهان بندی در آن دریا کفی افیون
__________________
خدا را به جان خراباتیان کزین تهمتِ هستیم وارهان به میخانۀ وحدتم راه ده دل زنده و جان آگاه ده که از کثرت خلق تنگ آمدم به هر سو شدم سر به سنگ آمدم... |
|
|
|
|
|
#17 (permalink) |
|
Forum God
![]() Join Date: Feb 2005
Posts: 3,293
Credits: 6,297
Thanks: 1,496
Thanked 1,663 Times in 1,038 Posts
|
روحم به گِل نشسته ، برایم دعا کنید
آیینه ای برای دلم دست و پا کنید احساس می کنم که به دریا نمی رسم ای رودهای تشنه مرا هم صدا کنید ای زخمهای کهنه که سرباز کرده اید با شانه های خستهء من خوب تا کنید دارم به ابتدای خودم می رسم - به عشق - راه مرا از این همه آتش جدا کنید حالا که خویش را به تماشا نشسته ام با آخرین غریبه مرا آشنا کنید ناصر حامدی |
|
|
|
|
|
#18 (permalink) |
|
Forum God
![]() Join Date: Feb 2005
Posts: 3,293
Credits: 6,297
Thanks: 1,496
Thanked 1,663 Times in 1,038 Posts
|
ســطر دهم . سکوت معلَّق . صدای تو پاراگراف ِ گمشــده ی چشــم های تو کاما ، سه نقطه ، باز دو خط چرخش مداد آغاز گم شــدن وســـط ِ ماجـــرای تو اين شعر نيست . متن روايی ی ِ ساده ايست که ختم می شود به شب و گريه ... های تو حالا غريبه ايم . ســه خط آنــطرف تَرَک تَ تَ تَرَک ... ، شکست ، دل ِ آشنای تو تکثير شد در آينه مردی که چشــم هاش يک اســتعاره بود برای خـــدای تو نسبیّت جديد به هم ريخت سطر قبل - : تصحيح شد معادله : او شد به جای تو * هِی داد زد درون خودش مرد ِ نيــمه جان هِی مرگ صـــرف کرد برای عـــزای تو هِی مُرد ، مَرد ، مُرد ، دوباره ، سه باره مُرد در خواب ديد روح خودش را جــدای تو او بود و قصّـه ای که به پايان نمی رسيد خــــط های ناتمام ِ پر از ردّ پای تو ســطر دهم دوباره به عکس تو زُل زد و ... سيگار ، دود ، شــعر ، ... دوباره صــدای تو مهدی نقی پور
|
|
|
|
|
|
#19 (permalink) |
|
Neptune
![]() ![]() ![]() |
ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار ببر اندوه دل و مژده دلدار بیار نکتهای روح فزا از دهن دوست بگو نامهای خوش خبر از عالم اسرار بیار تا معطر کنم از لطف نسیم تو مشام شمهای از نفحات نفس یار بیار به وفای تو که خاک ره آن یار عزیز بی غباری که پدید آید از اغیار بیار گردی از رهگذر دوست به کوری رقیب بهر آسایش این دیده خونبار بیار خامی و ساده دلی شیوه جانبازان نیست خبری از بر آن دلبر عیار بیار شکر آن را که تو در عشرتی ای مرغ چمن به اسیران قفس مژده گلزار بیار کام جان تلخ شد از صبر که کردم بی دوست عشوهای زان لب شیرین شکربار بیار روزگاریست که دل چهره مقصود ندید ساقیا آن قدح آینه کردار بیار دلق حافظ به چه ارزد به میاش رنگین کن وان گهش مست و خراب از سر بازار بیار
__________________
خدا را به جان خراباتیان کزین تهمتِ هستیم وارهان به میخانۀ وحدتم راه ده دل زنده و جان آگاه ده که از کثرت خلق تنگ آمدم به هر سو شدم سر به سنگ آمدم... |
|
|
|
|
|
#20 (permalink) |
|
Staff
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() |
چنان در قید مهرت پای بندم که گویی آهوی سر در کمندم گهی بر درد بی درمان بگریم گهي بر حال بـي سامان بخنـدم نه مجنونم که دل بردارم از دوست مده گر عاقلی بیهوده پندم گر آوازم دهی من خفته در گور برآساید روان دردمندم سری دارم فدای خاک پایت گر آسایش رسانی ور گزندم وگر در رنج سعدی راحت توست من این بیداد بر خود می پسندم سعدی
__________________
خلوت مثل خانهای قدیمی، خلوت مثل سکوت، خلوت مثل هفت خط
|
|
|
|
| Entry Appreciated By: | Ashkan-k56 (20-05-09) |
![]() |
|
| Thread Tools | |
|
|
Similar Threads
|
||||
| Thread | Thread Starter | Forum | Replies | Last Post |
| Collection Harfe Deleto Ba Yek She're No Bezan | tirdad | Literature Selected Threads | 496 | Today 18:20 |
| Harfe Deleto Ba "Yek Ahang" Bezan! | white_hat | Off Topic / Free Talk (Published) | 5769 | Today 15:55 |
| Harfe deleto ba ye * beyt * bezan | Mehran_khafan94 | Off Topic / Free Talk (Published) | 23 | 07-08-07 18:03 |
| Harfe Deleto Ba Ye Jomle Be "Dolate Iran" Bezan... | alirezasepy | Political Discussions | 20 | 12-05-07 08:33 |
| Harfe Deleto Be Valedeynet Bezan! | [OP]Nima | Off Topic / Free Talk (Published) | 24 | 25-12-06 15:51 |