|
||||||||
| Literature Selected Threads Mosha'ereh, Zarbol Masal |
![]() |
|
|
LinkBack | Thread Tools |
|
|
#1 (permalink) |
|
Forum God
![]() Join Date: Feb 2005
Posts: 3,293
Credits: 6,292
Thanks: 1,496
Thanked 1,663 Times in 1,038 Posts
|
Harfe Delet Ra Ba Yek Ghazal Bezan
هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم
نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم شمایل تو بدیدم نه صبر ماند و نه هوشم حکایتی ز دهانت به گوش جان من آمد دگر نصیحت مردم حکایتست به گوشم مگر تو روی بپوشی و فتنه بازنشانی که من قرار ندارم که دیده از تو بپوشم من رمیده دل آن به که در سماع نیایم که گر به پای درآیم به دربرند به دوشم بیا به صلح من امروز در کنار من امشب که دیده خواب نکردست از انتظار تو دوشم مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم به زخم خورده حکایت کنم ز دست جراحت که تندرست ملامت کند چو من بخروشم مرا مگوی که سعدی طریق عشق رها کن سخن چه فایده گفتن چو پند می*ننیوشم به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل و گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم سعدی |
|
|
|
| Entry Appreciated By 8 Users | 7Khat (28-01-09), ALi_Persia (22-01-09), Ashkan-k56 (11-05-09), dokhtare (24-01-09), Gole_Orkide (26-01-09), Hassan Kachal (25-01-09), yasserbahale (24-01-09), zarrin_al (29-01-09) |
|
|
#2 (permalink) |
|
Neptune
![]() ![]() ![]() |
به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم
بیا کز چشم بیمارت هزاران درد برچینم الا ای همنشین دل که یارانت برفت از یاد مرا روزی مباد آن دم که بی یاد تو بنشینم جهان پیر است و بیبنیاد از این فرهادکش فریاد که کرد افسون و نیرنگش ملول از جان شیرینم ز تاب آتش دوری شدم غرق عرق چون گل بیار ای باد شبگیری نسیمی زان عرق چینم جهان فانی و باقی فدای شاهد و ساقی که سلطانی عالم را طفیل عشق میبینم اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوست حرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینم صباح الخیر زد بلبل کجایی ساقیا برخیز که غوغا میکند در سر خیال خواب دوشینم شب رحلت هم از بستر روم در قصر حورالعین اگر در وقت جان دادن تو باشی شمع بالینم حدیث آرزومندی که در این نامه ثبت افتاد همانا بیغلط باشد که حافظ داد تلقینم حافظ
__________________
خدا را به جان خراباتیان کزین تهمتِ هستیم وارهان به میخانۀ وحدتم راه ده دل زنده و جان آگاه ده که از کثرت خلق تنگ آمدم به هر سو شدم سر به سنگ آمدم... |
|
|
|
|
|
#3 (permalink) |
|
Forum God
![]() Join Date: Feb 2005
Posts: 3,293
Credits: 6,292
Thanks: 1,496
Thanked 1,663 Times in 1,038 Posts
|
نازار دلی را که تو جانش باشی
معشوقه ی پیدا و نهانش باشی زان می ترسم که از دل آزردن تو دل خون شود و تو در میانش باشی دانی که به دیدار تو چونم تشنه؟ هر لحظه که میرود فزونم تشنه من تشنه ی آن دو چشم مخمور تو ام عالم همه زین سبب به خونم تشنه |
|
|
|
| Entry Appreciated By: | Ashkan-k56 (22-01-09) |
|
|
#4 (permalink) |
|
Neptune
![]() ![]() ![]() |
چون خیال تو درآید به دلم رقص کنان چه خیالات دگر مست درآید به میان گرد بر گرد خیالش همه در رقص شوند وان خیال چو مه تو به میان چرخ زنان هر خیالی که در آن دم به تو آسیب زند همچو آیینه ز خورشید برآید لمعان سخنم مست شود از صفتی و صد بار از زبانم به دلم آید و از دل به زبان سخنم مست و دلم مست و خیالات تو مست همه بر همدگر افتاده و در هم نگران همه بر همدگر از بس که بمالند دهن آن خیالات به هم درشکند او ز فغان همه چون دانه انگور و دلم چون چرش است همه چون برگ گلاب و دل من همچو دکان ز صلاح دل و دین زر برم و زر کوبم تا مفرح شود آن را که بود دیده جان مولوی
__________________
خدا را به جان خراباتیان کزین تهمتِ هستیم وارهان به میخانۀ وحدتم راه ده دل زنده و جان آگاه ده که از کثرت خلق تنگ آمدم به هر سو شدم سر به سنگ آمدم... |
|
|
|
|
|
#5 (permalink) |
|
Neptune
![]() ![]() ![]() |
صوفی از پرتو می راز نهانی دانست گوهر هر کس از این لعل توانی دانست قدر مجموعه گل مرغ سحر داند و بس که نه هر کو ورقی خواند معانی دانست عرضه کردم دو جهان بر دل کارافتاده بجز از عشق تو باقی همه فانی دانست آن شد اکنون که ز ابنای عوام اندیشم محتسب نیز در این عیش نهانی دانست دلبر آسایش ما مصلحت وقت ندید ور نه از جانب ما دل نگرانی دانست سنگ و گل را کند از یمن نظر لعل و عقیق هر که قدر نفس باد یمانی دانست ای که از دفتر عقل آیت عشق آموزی ترسم این نکته به تحقیق ندانی دانست می بیاور که ننازد به گل باغ جهان هر که غارتگری باد خزانی دانست حافظ این گوهر منظوم که از طبع انگیخت ز اثر تربیت آصف ثانی دانست حافظ
__________________
خدا را به جان خراباتیان کزین تهمتِ هستیم وارهان به میخانۀ وحدتم راه ده دل زنده و جان آگاه ده که از کثرت خلق تنگ آمدم به هر سو شدم سر به سنگ آمدم... |
|
|
|
|
|
#6 (permalink) |
|
Neptune
![]() ![]() ![]() |
حجاب چهره جان میشود غبار تنم خوشا دمی که از آن چهره پرده برفکنم چنین قفس نه سزای چو من خوش الحانیست روم به گلشن رضوان که مرغ آن چمنم عیان نشد که چرا آمدم کجا رفتم دریغ و درد که غافل ز کار خویشتنم چگونه طوف کنم در فضای عالم قدس که در سراچه ترکیب تخته بند تنم اگر ز خون دلم بوی شوق میآید عجب مدار که همدرد نافه ختنم طراز پیرهن زرکشم مبین چون شمع که سوزهاست نهانی درون پیرهنم بیا و هستی حافظ ز پیش او بردار که با وجود تو کس نشنود ز من که منم حافظ
__________________
خدا را به جان خراباتیان کزین تهمتِ هستیم وارهان به میخانۀ وحدتم راه ده دل زنده و جان آگاه ده که از کثرت خلق تنگ آمدم به هر سو شدم سر به سنگ آمدم... |
|
|
|
|
|
#7 (permalink) |
|
Neptune
![]() ![]() ![]() |
معاشران ز حریف شبانه یاد آرید حقوق بندگی مخلصانه یاد آرید به وقت سرخوشی از آه و ناله عشاق به صوت و نغمه چنگ و چغانه یاد آرید چو لطف باده کند جلوه در رخ ساقی ز عاشقان به سرود و ترانه یاد آرید چو در میان مراد آورید دست امید ز عهد صحبت ما در میانه یاد آرید سمند دولت اگر چند سرکشیده رود ز همرهان به سر تازیانه یاد آرید نمیخورید زمانی غم وفاداران ز بیوفایی دور زمانه یاد آرید به وجه مرحمت ای ساکنان صدر جلال ز روی حافظ و این آستانه یاد آرید حافظ
__________________
خدا را به جان خراباتیان کزین تهمتِ هستیم وارهان به میخانۀ وحدتم راه ده دل زنده و جان آگاه ده که از کثرت خلق تنگ آمدم به هر سو شدم سر به سنگ آمدم... |
|
|
|
|
|
#8 (permalink) |
|
Forum God
![]() Join Date: Feb 2005
Posts: 3,293
Credits: 6,292
Thanks: 1,496
Thanked 1,663 Times in 1,038 Posts
|
از زمزمه دلتنگيم، از همهمه بيزاريم
نه طاقت خاموشي، نه ميل سخن داريم آوار پريشاني*ست، رو سوي چه بگريزيم؟ هنگامۀ حيراني*ست، خود را به که بسپاريم؟ تشويش هزار «آيا»، وسواس هزار «اما»، کوريم و نمي*بينيم، ورنه همه بيماريم دوران شکوه باغ از خاطرمان رفته*ست امروز که صف در صف خشکيده و بي*باريم دردا که هدر داديم آن ذات گرامي را تيغيم و نمي*بريم، ابريم و نمي*باريم ما خويش ندانستيم بيداريمان از خواب گفتند که بيداريد؟ گفتيم که بيداريم من راه تو را بسته، تو راه مرا بسته اميد رهايي نيست وقتي همه ديواريم |
|
|
|
|
|
#9 (permalink) |
|
Forum God
![]() Join Date: Feb 2005
Posts: 3,293
Credits: 6,292
Thanks: 1,496
Thanked 1,663 Times in 1,038 Posts
|
نه نام كس به زبانم نه در دلم هوسي
به زنده بودنم اين بس كه مي كشم نفسي جهان و شادي ي ِ او كام دوستان را باد پر شكسته ي ما باد و گوشه ي قفسي از آن به خنجر حسرت نمي درم دل خويش كه يادگار بر او مانده نقش ِ عشق كسي بهار عمر مراگر خزان رسد، كه در او نرُست لاله ي عشقي، شكوفه ي هوسي سكوت جان من از دشت شد فزون كه به دشت دراي قافله يي بود و ناله ي جرسي شكيب خويش نگه دار و دم مزن، سيمين! كه رفت عمر و ز اندوه او نمانده بسي سيمين بهبهانی |
|
|
|
| Entry Appreciated By: | NeGiNi (24-01-09) |
|
|
#10 (permalink) |
|
Neptune
![]() ![]() ![]() |
صبا ز منزل جانان گذر دریغ مدار وز او به عاشق بیدل خبر دریغ مدار به شکر آن که شکفتی به کام بخت ای گل نسیم وصل ز مرغ سحر دریغ مدار حریف عشق تو بودم چو ماه نو بودی کنون که ماه تمامی نظر دریغ مدار جهان و هر چه در او هست سهل و مختصر است ز اهل معرفت این مختصر دریغ مدار کنون که چشمه قند است لعل نوشینت سخن بگوی و ز طوطی شکر دریغ مدار مکارم تو به آفاق میبرد شاعر از او وظیفه و زاد سفر دریغ مدار چو ذکر خیر طلب میکنی سخن این است که در بهای سخن سیم و زر دریغ مدار غبار غم برود حال خوش شود حافظ تو آب دیده از این رهگذر دریغ مدار حافظ
__________________
خدا را به جان خراباتیان کزین تهمتِ هستیم وارهان به میخانۀ وحدتم راه ده دل زنده و جان آگاه ده که از کثرت خلق تنگ آمدم به هر سو شدم سر به سنگ آمدم... |
|
|
|
![]() |
|
| Thread Tools | |
|
|
Similar Threads
|
||||
| Thread | Thread Starter | Forum | Replies | Last Post |
| Harfe Deleto Ba "Yek Ahang" Bezan! | white_hat | Off Topic / Free Talk (Published) | 5766 | Today 04:42 |
| Collection Harfe Deleto Ba Yek She're No Bezan | tirdad | Literature Selected Threads | 495 | 14-11-09 13:24 |
| Harfe deleto ba ye * beyt * bezan | Mehran_khafan94 | Off Topic / Free Talk (Published) | 23 | 07-08-07 18:03 |
| Harfe Deleto Ba Ye Jomle Be "Dolate Iran" Bezan... | alirezasepy | Political Discussions | 20 | 12-05-07 08:33 |
| Harfe Deleto Be Valedeynet Bezan! | [OP]Nima | Off Topic / Free Talk (Published) | 24 | 25-12-06 15:51 |