Register FAQ Members List Gallery Search Today's Posts Mark Forums Read

Go Back   Persianhub > Entertainment > New Movie, Series Discussions
Reload this Page Khosro Shakibayi
Reply
 
LinkBack Thread Tools Display Modes
Old 20-07-08, 08:51   #1 (permalink)
Staff
 
nobodynoone's Avatar
 
Join Date: Jun 2007
Posts: 3,452
Credits: 11,968
Thanks: 2,329
Thanked 3,799 Times in 1,520 Posts
Khosro Shakibayi




زندگینامه خسرو شکیبایی





خسرو شکیبایی در سال 1323 در تهران به دنیا آمد و تحصیلاتش را در رشته بازیگری در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران به پایان برد.

وی تا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، فقط در عرصه تئاتر فعالیت داشت و فعالیت حرفه ای در عرصه سینما را با بازی در فیلم «خط قرمز» (1361، ساخته کیمیایی) آغاز کرد، اما سرآغاز دوره تازه فعالیت بازیگری شکیبایی را باید فیلم «هامون» (1369، ساخته مهرجویی) دانست؛ شکیبایی به خاطر بازی در این فیلم سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول را در هشتمین جشنواره فیلم فجر به دست آورد.

وی همچنین برای بازی در فیلم «کیمیا» (1374، ساخته درویش) بار دیگر برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول از سیزدهمین جشنواره فیلم فجر شد.

شکیبایی بازی در بیش از بیست و سه فیلم سینمایی و نیز مجموعه*های تلویزیونی متعددی همچون «خانه سبز» و «سرزمین سبز» را در کارنامه خود دارد.

خسرو شکیبایی اخیرا در دومین جشن منتقدان سینمایی، جایزه یکی از برترین بازیگران سی سال سینمای پس از انقلاب را از آن خود کرد.

فیلم شناسی مرحوم شکیبایی

...................................

کتیبه (کوتاه-1353)، خط قرمز (1361)، دادشاه(1362)، صاعقه(1363) ،دزد و نویسنده(1364)، رابطه(1365)، ترن(1366)، شکار(1366)، عبور از غبار 1368، هامون( 1368 )،جستجو در جزیره( 1369) ،بانو(نمایش در1377-1370)، پرواز را به خطر بسپار(1371) ،سارا(1371) ،یک بار برای همیشه(1371) ،بلوف(1372) ،درد مشترک(1373)، کیمیا(1373) ،پری(1373) ،خواهران غریب(1374)، عاشقانه(1374) ،سایه به سایه(1375) ،سرزمین خورشید(1375) ،روانی(1376) ،زندگی(1376) ،دختر دائی گمشده(1377) ،لژیون(1377) ،عشق شیشه ای 1378 ،میکس1378 ،دختری به نام تندر(1379 ) ،کاغذ بی خط(1380)، مزاحم(1380) ،اثیری(1380) ،صبحانه برای دو نفر(1382) ،سالاد فصل(1383) ،ازدواج صورتی(1383)،حکم(1383) ،ستاره ها(1384).

افتخارات مرحوم شکیبایی

...............................

- برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از هشتمین جشنواره فیلم فجر 1368، به پاس بازی در فیلم " هامون "

- برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از سیزدهمین جشنواره فیلم فجر(1373)، به پاس بازی در فیلم " کیمیا "

- نامزد دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد در یازدهمین جشنواره فیلم فجر(1371)، برای بازی در فیلم " یک بار برای همیشه "

- نامزد دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد در پانزدهمین جشنواره فیلم فجر(1375)،برای بازی در فیلم "سایه به سایه "

- نامزد دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد در بیستمین جشنواره فیلم فجر(1380)، برای بازی در فیلم " کاغذ بی خط "

- کسب رتبه دوم نظرسنجی ماهنامه گزارش فیلم(1373) ،برای انتخاب بهترین بازیگران سینمای ایران

- نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر مرد در اولین جشن سینمای ایران، برای بازی در فیلم "ابلیس "

- برنده آهوی بلورین مردم به عنوان بهترین بازیگر نقش اول مرد از سومین جشن سینمای ایران،به پاس بازی در فیلم " یک بار برای همیشه "

- نامزد دریافت آهوی بلورین مردم برای بهترین بازیگر نقش دوم مرد از سومین جشن سینمای ایران، برای بازی در فیلم " سارا "

- نامزد دریافت آهوی بلورین مردم برای بهترین بازیگر نقش اول مرد از سومین جشن سینمای ایران، برای بازی در فیلم " کیمیا "

- برنده آهوی بلورین بازیگر برگزیده سینمای دفاع مقدس از پنجمین جشن سینمای ایران، برای بازی در فیلم "کیمیا"

- بهترین بازیگر نقش اول مرد در اولین جشنواره سینما و زن(1374)،به پاس بازی در فیلم " کیمیا "

- برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش دوم مرد از بیست وسومین جشنواره فیلم فجر(1383)،به پاس بازی در فیلم " سالاد فصل






بازیگری که به تعداد نقش هایش تکثیر شد؛ یادی از خسرو شکیبایی


خسرو شکیبایی بازیگری بود که کارنامه همکاری او با فیلمسازان برجسته سینمای ایران ترکیبی است از یک تکرار جذاب در کنار نقش*آفرینی*های مستقل و منحصربفرد.

به گزارش خبرنگار مهر، خسرو شکیبایی فرصت پیدا کرد تا سینمای ایران و علاقمندان به هنر بازیگری*اش را مهمان 49 فیلم سینمایی کند. کارنامه*ای برجسته از همکاری با فیلمسازان حرفه*ای که شاید امروز کار کردن با یکی از آنها آرزوی بسیاری از بازیگران باشد.

در این میان پرداختن به برجسته*ترین این فیلمسازان که منجر به تجربه*ای ویژه هم در بازیگری وی و هم در سینمای ایران شده، به نظر معقولانه*تر می*آید. فیلمسازانی که ادامه و تکرار همکاری آنها با شکیبایی نشان*دهنده تعیین*کنندگی این بازیگر در جان دادن به شخصیت*ها و به نوعی مال خود کردن کاراکترهایی است که نمی*توان آنها را با حضور بازیگری دیگر تصور کرد.



داریوش مهرجویی، احمدرضا درویش و کیومرث پوراحمد از جمله فیلمسازان برجسته هستند که همکاری مستمر با شکیبایی داشتند و حاصل این همکاری در فیلم*هایشان آنها را بدل به آثاری شاخص در سینمای ایران و کارنامه کارگردانی و بازیگری طرفین کرده است.

همکاری با داریوش مهرجویی:

"هامون" در سال 1368 هشتمین حضور خسرو شکیبایی و برجسته*ترین حضور سینمایی او را ثبت کرد. فیلمی که به مدد پرداخت خاص مهرجویی از شخصیت حمید هامون و انتخاب درست او، به نوعی با شکیبایی عجین شد و حضوری تازه را از این بازیگر ثبت کرد. دیالوگی که او عشق*اش به مهشید را فریاد می*زند هنوز هم یکی از دیالوگ*های کلیدی و ماندگار سینمای ایران است: این زن حق منه، سهم منه، عشق منه ... طلاقش نمی*دم!

شکیبایی در این فیلم در نقش یک استاد فلسفه آشفته و پریشان که پایان*نامه تحصیلی، بحران زندگی و ذهنیاتش به هم گره می*خورند، تصویری شد از روشنفکر امروزی با همه ظرافت*های اینجایی یک مرد عاشق ایرانی. نقشی که برای همیشه روزگار او را در ذهن مخاطبان سینما تکثیر کرد و سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد را از هشتمین جشنواره فجر برایش به ارمغان آورد.

"بانو" در سال 1370 سیزدهمین حضور شکیبایی و دومین همکاری او را با مهرجویی رقم زد. فیلمی که از معدود نقش*آفرینی*های وی فارغ از نقش حمید هامون است. پذیرش این نقش در موقعیتی رو به اوج که این بازیگر در پیش داشت، ثابت می*کند که خودش نیز به دنبال شکستن کلیشه وسوسه*گر هامون بود. نقشی که با همه مولفه*های موجود از زوج شکیبایی و بیتا فرهی در "هامون" آشنایی*زدایی کرد.

خسرو شکیبایی با ایفای نقش محمود، یک شوهر بی*وفا که به خاطر عشق زنی جوان، همسرش مریم*بانو را ترک می*کند، حضوری کوتاه در ابتدا و انتهای فیلم دارد. اما هویت مستقل این نقش به قدری برجسته است که در فهرست نقش*آفرینی*های برجسته این بازیگر جای می*گیرد. بازی او در این نقش به دور از مولفه های آشنای بازیگری*اش در استفاده از دست و سر و سخنان نغز، با سردی خاص همراه بود که در ترسیم فضای تیره فیلم و موقعیت بانو نقشی به سزا داشت.

"سارا" سال 1371 به فاصله یکسال بعد از "بانو" سومین همکاری این بازیگر و کارگردان را شکل داد. شکیبایی در این فیلم هم یک نقش منفی مکمل را جان بخشید که با عبور از فیلتر وی بدل به شخصیت یک قربانی عاشق شد. در واقع او کاری کرد که این کاراکتر منفی بیش از آنچه ایبسن در نمایشنامه "خانه عروسک" او را متحول به بازگشت کرد، محق جلوه کند. گشتاسب از آن نقش*های منفی دوست*داشتنی است که توانست فیزیک و ظاهر تغییرناپذیر این بازیگر را به فعل و انفعالی هامون*وار برانگیزد.

"پری" سال 1373 نوزدهمین بازی شکیبایی و چهارمین همکاری او با مهرجویی بود که در این فیلم با حضور در قالب کاراکتر خاص اسد یکی از نقش*های متفاوت خود را به مدد چهره*پردازی خاص ثبت کرد. خودسوزی اسد در گذشته و آشفتگی*های درونی اوست که به نوعی پری را در مسیر طلب در همان موقعیت مشابه قرار می*دهد. نقشی که برعکس بسیاری از بازی*های شکیبایی یک بازی درونگرا و آرام را از وی طلب می*کرد تا خودکشی او وجهی مشابه فروپاشی یک روح ناآرام را به همراه داشته باشد.

"دختر دایی گمشده" سال 1377 بیست و هفتمین حضور سینمایی شکیبایی و پنجمین قاب مشترک او با این فیلمساز را بست. او در این فیلم که اپیزودی از یک سه*گانه درباره جزیره کیش بود در نقش کارگردانی ظاهر شد که برای گرفتن یک نمای خاص از بازیگرش دچار دردسرهایی می*شود و دغدغه های عام او در فضای فانتزی فیلم و با گذر از حضوری آشنا جذابیت*های تکرار را به همراه داشت.


"میکس" به فاصله یک سال بعد ششمین همکاری شکیبایی و مهرجویی را در کارنامه هر دو ثبت کرد. این فیلم از معدود آثاری است که درباره پشت صحنه سینمای ایران و مسائل خاص آن ساخته شده و این بازیگر نقش خسرو، کارگردانی را ایفا می*کند که باید فیلم خود را به نمایش جشنواره فجر برساند. حضوری که بسیار مدیون بازی برونگرای این بازیگر با همه مولفه*های آشنا اوست که خود به خود طنزی ظریف را وارد کار می*کند.

همکاری با احمدرضا درویش:

"ابلیس" در سال 1369 یازدهمین حضور سینمایی شکیبایی و اولین همکاری او را با درویش ثبت کرد. فیلمی که یک سال پس از "هامون" ساخته شد و به گونه*ای اجتناب ناپذیر تأثیر این حضور را به همراه داشت. او در این فیلم نقش کاراکتر سعید را ایفا کرد که عضو یک گروه جاسوسی است و با مقصر دانستن خود در مرگ همسر و فرزندش دست به خودکشی از بالای یک جراثقال می*زند.

حضوری که متأثر از بازی برونگرا و دوست داشتنی این بازیگر بود و همچون هامون عشق*اش را فریاد می*زد. دیالوگ او که در تیزر و آنونس فیلم هم به کرات تکرار شد، بدل به جمله*ای کلیدی شد که بین سینمادوستان و علاقمندان به بازی او چرخید. وقتی زن با التماس از او می*پرسد چرا طلاقش نمی*دهد و سعید فریاد می*زند: واسه اینکه دوست دارم!

"کیمیا" در سال 1373 هفدهمین نقش*آفرینی این بازیگر سینما و دومین قاب مشترک او را با درویش بست. او این بار نیز یک حضور متفاوت را از خود ثبت کرد که برایش سیمرغ بلورین سیزدهمین جشنواره فجر را به ارمغان آورد. بعلاوه باز هم خوانشی جدید از حضور زوج شکیبایی / فرهی را رقم زد.

شکیبایی با کمک چهره پردازی و تغییر لهجه در نقش مردی جنوبی به نام رضا قرار گرفت که پس از آزادی از اسارت به دنبال دختر گمشده*اش می آید که یک خانم پزشک او را به فرزندی پذیرفته است. کاراکتری درونی با تکیه بر یک غم فروخورده از گذشته و دوران اسارت که در زمان حال هم زنجیره ناکامی*هایش را بسط داده و از خودش برای خوشبختی دخترش می*گذرد. پدری که در کسوت یک قربانی ناکام تمام*عیار قاب شد.

"سرزمین خورشید" در سال 1375 بیست و سومین حضور سینمایی شکیبایی و سومین همکاری او را با درویش شکل داد. فیلمی که روزهای بحرانی درگیری*ها در خرمشهر را محور قرار داد که همراهی چند شخصیت نمادین که نمایندگانی از تفکرات و دغدغه*های مختلف بودند، آن را دچار عواقب تعابیر فرامتنی کرد و مانع از نمایش عمومی و دیده شدن گسترده این فیلم شد.

همکاری با کیومرث پوراحمد:

"خواهران غریب" در سال 1374 به عنوان بیست و دومین و اولین همکاری شکیبایی را با پوراحمد ثبت کرد. فیلمی موزیکال با جذابیت*های فاخر گیشه*ای با حضور پر انرژی این بازیگر در نقش پدر دوقلوها و یک هنرمند آهنگساز که میان انتخاب یک زندگی جدید و مرفه یا بازگشت به گذشته و سازگاری با همسر سابقش سرگردان است.

در این فیلم شکیبایی وجهی جدید را به کاراکتر دوست داشتنی خود افزود که رابطه خاص او با مادرش و الهام از او برای آهنگسازی بود. آهنگی که او طی یک فرآیند آن را خلق می*کند، تا مدتها خاطره*ساز بود: مادر من، مادر من، تو یاری و یاور من ... این فیلم جایزه بهترین بازیگر مرد رااز جشنواره بین*المللی کشورهای غیرمتعهد پیونگ یانگ در سال 1377 برای شکیبایی به ارمغان آورد.



"اتوبوس شب" در سال 1385 یکی از آخرین فیلم*های شکیبایی بود که در بیست و پنجمین جشنواره فجر به نمایش درآمد و سال گذشته اکران عمومی شد. این فیلم دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول مرد از جشنواره فجر و تندیس بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از یازدهمین جشن خانه سینما را از آن وی کرد.

شکیبایی با ایفای نقش یک راننده اتوبوس کج*خلق و منزوی با روحیات خاص که باید با یک سرباز نوجوان همراهی کند، توانست به کلی از تصویر آشنا و کلیشه*های بازیگری*اش فاصله بگیرد و تصویری ماندنی را ثبت کند. در واقع او تصویری از خود را در دوران میانسالی ثبت کرد که می*تواند بهترین و برجسته*ترین حسن ختام برای کارنامه پربار بازیگری*اش محسوب شود


nobodynoone is offline  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiFurl this Post!
Reply With Quote
entry appreciated by:
ALi_Persia (20-07-08), amirhosseinj (29-08-08), Ashkan-k56 (29-08-08), darcy22 (20-07-08), darvish (20-07-08), pari_bala (20-07-08), white_hat (20-07-08)
Sponsored Links
Old 20-07-08, 08:52   #2 (permalink)
Staff
 
nobodynoone's Avatar
 
Join Date: Jun 2007
Posts: 3,452
Credits: 11,968
Thanks: 2,329
Thanked 3,799 Times in 1,520 Posts





وداع آخرین با صاحب آن شانه های عریض


امروز دوستداران خسرو شکیبایی با او در ازدحام نه در خلوت وداع کردند. وداع با او که یک آدم مخصوص به خود بود، وداع با او که خاطره*های بسیاری را ساخت و ... وداع با او که صاحب آن شانه*های عریض بود که به سختی در روپوش نایلونی سردخانه فشرده شده بودند.

به گزارش خبرنگار مهر، امروز صبح خیابان حافظ تنها شنونده صدای پای کسانی بود که می*دویدند تا از قافله عقب نمانند. زنگ*ها به صدا درآمده بود و او بی*خبر از همه جلو جلو می*رفت و صبر نمی*کرد... باید می*دویدی تا به او برسی و برای همین بود که سنگفرش خیابان حافظ امروز یکشنبه 30 تیر تنها شنونده صدای پای کسانی بود که می*دویدند تا به خسرو برسند که همه را گذاشته و رفته بود.

امروز صبح وقتی عکس روزنامه را از جسد بایگانی شده خسرو شکیبایی دیدم اولین چیزی که توجهم را جلب کرد شانه*های پهن و عریض او بود که حتماً پیدا کردن روپوشی که بتواند آنها را در خود بگیرد، مشکل*ساز شده بود. شانه*هایی که مهمترین شناسه فیزیک ظاهری این بازیگر در کنار دست*های بلندش بودند. حتی از زیر کت و شلوار هم خودنمایی می*کرد... ولی امروز در پوشش نایلونی روپوش سردخانه* دیگر پنهان نبود.

خسرو شکیبایی در حالی با علاقمندان خود و چه بسا کسانی که به واسطه حضور گرم او عاشق سینما شده بودند، وداع گفت که در سال*های اخیر هر بار او را خمیده*تر و خموده*تر و رنجورتر می*دیدند به روی خودشان نمی*آوردند. مگر می*شود هامون پیر شود؟ مگر می*شود آن همه عشق خموده شود؟ مگر می*شود آن شانه*های عریض خم شوند؟ مگر می*شود او همین امروز رفته و در قطعه هنرمندان جا خوش کرده باشد؟

این روزها همه از استعداد و نبوغ بازیگری شکیبایی می*گویند و بی*همتایی او در عرصه تئاتر، سینما و تلویزیون. اما شاید پیدا کردن جزئی ورای بازیگری او بخصوص این روزها که نمی*شود منطقی به ماجرا فکر کرد، مشکلتر ولی در عین حال جذابتر باشد. وجهی که در زیرلایه حرف*های بسیاری از کسانی که در سوک او گفتند و نوشتند قابل ردیابی بود.

خسرو شکیبایی عاشق بود و با اخلاق. حسن اخلاق او و جاری بودن حس*های لحظه*ای*اش در زمان حال همان چیزی است که او را ورای یک بازیگر نابغه در جایگاهی مخصوص به خود قرار می*دهد. اولین بار در کتاب "شب*های سپید" داستایوسکی بود که با عبارت "مخصوص به خود" آشنا شدم و خیلی بیشتر از منحصربفرد به دلم نشست. شاید به این دلیل که نفس کلمه انحصارطلبی به نوعی بار منفی همراه خود دارد که وقتی بخواهیم از یک ویژگی مثبت بگوییم تحت تأثیر این کلمه از شفافیتش کم می*شود.

شکیبایی واجد جمعی از خصایص خوب و مثبت بود که با عبور از فیلتر ذاتی او به گونه*ای مخصوص به خودش شده بودند. به همین دلیل است که عشق، اخلاق، احساسات و ... حتی شعرهای سهراب و فروغ که خودمان بارها خوانده*ایم با عبور از روح بزرگ او تغییر کرده و مفهومی فراتر از تعبیر عامشان پیدا می*کردند.

امروز همه عاشقان و علاقمندان این اسطوره بازیگری با او وداعی در ازدحام و نه در خلوت کردند. وداع با او که یک آدم مخصوص به خود در خصایص خوش و دوست*داشتنی بود، وداع با او که خاطره*های بسیاری را ساخت و ... وداع با او که صاحب آن شانه*های عریض بود که به سختی در روپوش نایلونی سردخانه فشرده شده بودند.

سلام ای غروب غریبانه دل
سلام ای طلوع سحرگاه رفتن
سلام ای غم لحظه*های جدایی
خداحافظ ای شعر شب*های روشن

خداحافظ ای شعر شب*های روشن
خداحافظ ای قصه عاشقانه
خداحافظ ای آبی روشن عشق
خداحافظ ای عطر شعر شبانه

خداحافظ ای همنشین همیشه
خداحافظ ای داغ بر دل نشسته
تو تنها نمی*مانی ای مانده بی من
تو را می*سپارم به د*ل*های خسته

تو را می*سپارم به مینای مهتاب
تو را می*سپارم به دامان دریا
اگر شب نشینم اگر شب شکسته
تو را می*سپارم به رویای فردا

به شب می*سپارم تو را تا نسوزد
به دل می*سپارم تو را تا نمیرد
اگر چشمه واژه از غم نخشکد
اگر روزگار این صدا را نگیرد

خداحافظ ای برگ و بار دل من
خداحافظ ای سایه سار همیشه
اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم
خداحافظ ای نوبهار همیشه
---------------------------------------
ترانه سرا: اهورا ایمان








شکیبایی در همسایگی هنرمندان خفته در خاک آرام گرفت



زنده*یاد خسرو شکیبایی صبح امروز یکشنبه سی*ام تیرماه 1387 از مقابل تالار وحدت روی دوش دوستدارانش تشییع شد و آفتاب که به میانه آسمان رسید، برای همیشه در خاک گرم قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) آرام گرفت.

به گزارش خبرنگار مهر، مراسم تشییع و تدفین پیکر زنده*یاد شکیبایی در قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) از ساعت 30/12 امروز با حضور هنرمندانی چون حسن پورشیرازی، مازیار میری، مهتاب کرامتی، گوهر خیراندیش، علی قربانزاده، مانی رهنما، سیروس الوند، بهروز رضوی، باران کوثری، مهرداد صدیقیان و ... و خیل مردم برگزار شد.

در ابتدای مراسم رضوی با اشاره به سابقه شکیبایی در عرصه سینما، تلویزیون و تئاتر گفت: این هنرمند عزیز بیش از 40 سال در عرصه*های مختلف فرهنگی هنرنمایی می*کرد. دستمزد هنرمندان پاسخی است که به رنج آنها داده می*شود و این همان مهر مردمی است که امروز شاهدش بودیم. هر چقدر درباره خسرو باید گفته می*شد از زبان دوستداران وی و هنرمندان گفته شده است.

این گوینده قدیمی ادامه داد: بازی طبیعی و به نوعی بدون بازی او در خاطرها مانده و او در این کار نوعی بدعتگذار بود. خسرو کلاسی دیگر از بازیگری را در سینمای ایران پدید آورد. او با هر نقشی عجین می*شد، طوری که ما خیال می*کردیم خودش است. اگر دزد می*شد یا اگر معلم ناشنوا بود یا حمید هامون همه نقش*ها را خوب بازی می*کرد. امروز تاثیر بازی او را بر شما می*بینم.

پرستویی هم متنی در رثای مرحوم شکیبایی خواند که در بخشی از آن آمده بود: خسرو جانی بیقرار بود که با گریه رفاقت داشت و دلش گروگان عشق بود. در ادامه مراسم قاسمی*وند هنرمند پیشکسوت عرصه تئاتر گفت: خواهش می*کنم به خاطر آنانی که سال*ها در عرصه هنر کشور هنرنمایی کرده و حالا زیر پای شما قرار دارند (قطعه هنرمندان) یک دقیقه سکوت کنید.

در ادامه مراسم محمدرضا جعفری جلوه معاون سینمایی وزیر ارشاد گفت: خسرو شکیبایی بالواقع صاحب مرام بود و متواضع در برابر ارزش*های اسلامی و ایرانی. هنرش مایه*ای برای تفاخر نبود. او همان کیمیای سعادت دیروز، امروز و فردای ماست. خدایش رحمت کند، جایش سبز است.

وی در ادامه افزود: شکیبایی یکی از ثمرات تئاتر، تلویزیون و سینمای کشور در سه دهه حیات انقلاب اسلامی بود. ما همواره به اینچنین هنرمندانی نیازمندیم. دست حق نگهدارش باد. پس از صحبت*های معاون سینمایی وزیر ارشاد، پرستویی از رضا کیانیان و الوند برای صحبت دعوت کرد.

اما ازدحام جمعیت به اندازه*ای بود که کیانیان نتوانست خود را پشت میکروفن برساند. در ادامه یکی از مداحان اهل بیت (ع) چند بیت شعر برای آمرزش روح شکیبایی خواند. پرستویی پس از پایان این بخش از مراسم از زحمات مدیر عامل و قائم مقام سازمان بهشت زهرا (س) قدردانی کرد.

الوند هم گفت: امروز این شکوه شما شایسته شکیبایی است. بازیگری که از آغاز دهه 60 از همه بازیگران تئاتر دعوت کرد به سینما بیایند. اینها اعتباری برای سینما فراهم کرده*اند و با حضور این عزیزان سینمای بعد از انقلاب آفریده شد. باید مسئولان ببینند مردم بازیگران خود را چگونه دوست دارند. من به نسل جوان امیدوارم. ما با خسرو زندگی می*کنیم و او در میان ماست.

در پایان پرستویی با بغض و گریه گفت: شما مردم سرمایه*های هنرمندان هستید. ما همه شما را دوست داریم. از یاری*تان ممنونم. با کمک شما خسرو را به خانه ابدی رساندیم. من نتوانستم با او خداحافظی کنم. من امروز از همینجا به همه مردم، هنرمندان و خانواده او تسلیت می*گویم. خسرو مرا ببخش که ندیدمت و رفتی
nobodynoone is offline  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiFurl this Post!
Reply With Quote
entry appreciated by:
ALi_Persia (20-07-08), amirhosseinj (29-08-08), darcy22 (20-07-08), darvish (20-07-08), pari_bala (20-07-08)