+ Reply to Thread
Results 1 to 4 of 4

Thread: اگر تقلب نمیشد

  1. #1
    Staff nobodynoone's Avatar
    Join Date
    Jun 2007
    Posts
    6,062

    اگر تقلب نمیشد

    راستی فکر کرده اید که اگر تقلب نمیشد و موسوی در انتخابات پیروز می شد چه شده بود ؟
    امروز احتمالا همه ی ما سر جاهایمان بودیم ، موسوی هم انتقال پیدا کرده بود به کاخ ریاست جمهوری و رهنورد هم رل بانوی اول را بازی میکرد. ما هم هی نق میزدیم و غر می زدیم که این چه رئیس جمهور بی عرضه ای است و چرا هیچ کاری از دستش بر نمی آید و رهنورد هم احتمالا در جمع زنان شرکت میکرد و قول و قرار پیوستن به کنوانسیون زنان را میداد اما هفته ی بعدش می دیدی که لایحه تصویب نشد و باز غر می زدیم که اینها که کاری ازشان بر نمی آید چرا استعفا نمیدهند و نمیروند خانه نمی نشینند که نقاشی شان را بکشند ؟

    احتمالا کروبی شده بود وزیری چیزی ، و ابطحی هم همینطور ، و ما همچنان ابطحی را تربچه نقلی صدا می زدیم و کروبی را آخوند بی عرضه می نامیدیم .
    احتمالا هر از چند وقت این آقایان را در حال دیدار با خامنه ای می دیدیم که گل می گفتند و گل می شنفتند و اوقاتمان تلخ تر می شد .
    احتمالا موسوی هر از چند از امام ره اش یاد میکرد و یاد روزهای خوب گذشته را می کرد باز هم کار دیگری نمیکرد.
    همه از گرانی و بیکاری می نالیدند و موسوی هم تقصیر ها را به گردن دوره ی قبل و نیز بحران اقتصادی جهانی می انداخت.
    انرزی هسته ای همچنان حق مسلم ما می بود و موسوی سعی میکرد به آمریکا قول بدهد که انرژی صلح آمیز طلب می کند.
    مجید توکلی احتمالا دوباره زندانی میشد به جرم اعتراضی در جایی ، ولی چادر سرش نمی کردند و هیچ انگیزه ای برای اعتراض دیگر مردان به حجاب اجباری به وجود نمی آمد.
    زندگی گوسفندانه در جریان بود . برای چهار سال یا هشت سال دیگر .
    کسی در پی شکستن تابو ها نبود. کسی عکس خمینی را پاره نمی کرد .کسی در پی چیزی نبود. دانشجوهایی بودند که می رفتند و ستاره می گرفتند و کتک می خوردند و دانشجوهایی بودند که می رفتند تا لیسانس بگیرند و بیایند بیرون و پول دار بشوند.
    همه با خود می گفتند که دوره ی بعد دیگر به اصلاح طلبای بیعرضه رای نخواهیم داد ، فایده اش چیست که بیایند و هیچ غلطی هم نکنند...
    دپرشن اجتماعی ادامه می داشت. و همه بر این باور می بودند که اینها را توپ هم از جا تکان نمیدهد
    این حرکت ، در عرض یک ماه و دو ماه به انجام نمیرسد ، این را امروز دیگر همه ی ما می دانیم . و هر قدر که پیش میرود ، شفاف تر میشود. رادیکال تر می شود ، توهم های بیشتری را پشت سر می گذارد و خواسته ها مشخص تر می شوند .
    این جنبش زنانه است و مردانه است و انسانی است. این جنبش به ما زن بودن و مرد بودن و انسان بودن را می آموزد .
    در این جنبش ، هر روز که می گذرد هشیار تر و بیدار تر ، جسور تر و گستاخ تر می شویم . دختران کاراته کا ی تیم ملی در آلمان حجاب از سر بر می دارند و به تشک مسابقه می روند و مردان ما حجاب بر سر می گذارند و به حجاب اعتراض می کنند و عکس بت های جدید در اینجا و آنجا پاره می شود تا به همه گان نشان دهیم که تنها آزادی است که سر تعظیم در مقابلش خم می کنیم !
    این جنبش زیباتر و اندیشمندانه تر از حرکت 1357 راه خود را در گیر و دار حادثه پیدا میکند. زن و مرد در کنار یکدیگر ، و در حمایت از یکدیگر به پا می خیزند . این حرکت ما را آموزش می دهد و آبدیده می کند . آزمون هایمان بیشتر است و خطاهایمان کمتر ، و یاد میگیریم که انسانهای بهتری باشیم.
    همه ی اینها را به خاطر جنبش اعتراضی ، جنبش دموکراسی خواهی مردم ایران داریم . جنبشی که آن را سبز نامیده اند .
    و در انتها ، در کنار تمام عکسهایی که از مردان میهنم در اعتراض به تحقیر زنان ، در اعتراض به اجبار زنان به پوششی که انتخابش نکرده اند دیدم ، عکس مرد نازنین و همیشه در صحنه ی کارزار مبارزه با جهل و نابرابری ، دکتر ناصر پاکدامن عزیز ، اشک به چشمم آورد و باور کردم که در این حرکت دیگر شکست معنی ای نخواهد داشت !

    باور کنیم که این جنبش ، هر اسمی که رویش بگذاریم ، رنگین کمانش بخوانیم یا جنبش سبز یا جنبش آزادی خواهی یا جنبش اعتراضی یا دموکراسی خواهی ، آغازی است بر پایان سی سال ظلم و ستم دینی بر مردم ما.
    کناره نگیریم ، کنار نایستیم ، این جنبش از آن ماست . از آن تمامی ما که خود را ایرانی میدانیم و آزادی و سربلندی کشورمان را آرزو داریم !
    با این جنبش همراه باشیم ، کودک نوپایی است که تازه ایستادن را یاد گرفته است ، با هم باشیم تا بتواند بدود
    نقدش کنیم و تلاش کنیم در یافتن راه حلی برای کج و مج شدن هایش. و راستی هایش را ارج بگذاریم .
    ندا ، سهراب ، کیانوش ، امیر و ده ها تن دیگر جان بر سر این حنبش نهادند ، ده ها تن هر روز در گوشه های زندان ها سر به گریبان می برند و در خلوت خود آرزوی پیروزی این جنبش را می کنند. آرزوی آزادی خود و آزادی ایران .
    انسانیم و انسان دشواری وظیفه است .
    تک تک ما ، در پیشبرد این حرکت نقش داریم ، بمانیم و بجنگیم ، نه با شعار همه با هم ، بلکه با شعار همیاری و پیگیری .
    همراه شویم و این قایق را به ساحل برسانیم . همراه شویم و تلاش کنیم برای روزهای بهتر ، برای روزهای روشن .

    این را به نداها ، به سهراب ها ، به امیر ها و کیانوش ها و .... ها ، به زید آبادی ها ، به توکلی ها ، و به خودمان بدهکاریم



  2. #2
    Neptune BOEING's Avatar
    Join Date
    Jul 2006
    Location
    Runway 08 R
    Posts
    7,908
    Taghdim be ye nafar ke be zoor mikhad esbat kone nafahme

    Merci hamid jan, lezat bordam
    دیکتاتوری از بین نمیرود، فقط از تاج به عمامه تبدیل میشود

  3. Entry Appreciated By 2 Users


  4. #3
    Jupiter [NL]Mahdavikia's Avatar
    Join Date
    Feb 2004
    Location
    R'dam, Holland
    Posts
    5,590
    affarin, besiar beja va dorost eshareh kardand....

    ina ba in kare tagalob gore khodeshono kandand...kare khoda bod, albate komake engelisha
    Raghse Pirouzi Che Zibast...! (MA Hastim)


  5. #4
    Forum Legend Great cyrus's Avatar
    Join Date
    Jun 2009
    Posts
    1,597
    khoshhalam ke taghalob shod

+ Reply to Thread

Facebook Comments

Posting Permissions

  • You may not post new threads
  • You may not post replies
  • You may not post attachments
  • You may not edit your posts