|
||||||||
| Poets & Poems Collection Poets & Poems Collection |
![]() |
|
|
LinkBack | Thread Tools |
|
|
#151 (permalink) |
|
Staff
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() Join Date: Jan 2006
Location: No�waY ツ
Posts: 15,101
Credits: 112,300
Thanks: 588
Thanked 5,932 Times in 2,249 Posts
|
زان عهد ياد باد كه از ما به كين نبود
زان عهد ياد باد كه از ما به كين نبود
زان عهد ياد باد كه از ما به كين نبود *** بودش گمان مهر وهنوزش يقين نبود اقرار مهر كردم وگفتم وفاكني *** كشتي مرا قرار تو با من چنين نبود انكار مهر سد ره سد تغافل است *** اما چه سود چون دل ما پيش بين نبود من خود گره به كار خود انداختم كه تو *** زين پيش با منت گرهي بر جبين نبود افسانهايست بودن شيرين به كوهكن *** آن روز چشم فتنه مگر در كمين نبود وحشي كسي كه چشم وفا داشتم ازو زود ازنظر فكند مرا چشم اين نبود |
|
|
|
|
|
#152 (permalink) |
|
Staff
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() Join Date: Jan 2006
Location: No�waY ツ
Posts: 15,101
Credits: 112,300
Thanks: 588
Thanked 5,932 Times in 2,249 Posts
|
هر دلي كز عشق جان شعله اندوزش نبود
هر دلي كز عشق جان شعله اندوزش نبود
هر دلي كز عشق جان شعله اندوزش نبود *** گر سراپا آتش سوزنده شد سوزش نبود عشق را آماده بود اسباب و جان مستعد *** كار چون افتاد با دل بخت فيروزش نبود خرمن من بود و خرمن سوز شوخي بود نيز *** گرمي خاصي كه باشد شعله افروزش نبود در كمان ناز آن تيري كه من ميخواستم *** بود پر ، كش ليك پيكان جگر دوزش نبود طاقت آورديم چندين سال ازو بيگانگي *** آشنايي شد ضرورت تاب يك روزش نبود آنكه سد مرغ است در دامش اگر وحشي رمد گو تصور كن كه يك مرغ نو آموزش نبود |
|
|
|
|
|
#153 (permalink) |
|
Staff
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() Join Date: Jan 2006
Location: No�waY ツ
Posts: 15,101
Credits: 112,300
Thanks: 588
Thanked 5,932 Times in 2,249 Posts
|
يك ره سؤال كن گنه بيگناه خود
يك ره سؤال كن گنه بيگناه خود
يك ره سؤال كن گنه بيگناه خود *** زين چشم پر تغافل اندك گناه خود زان نيمه شب بترس كه در تازد از جگر *** تاكي عنان كشيده توان داشت آه خود داديم جان به راه تو ظالم چه ميكني *** سر دادهاي چه فتنهء چشم سياه خود بردي دل مرا و به حرمان بسوختي *** او خود چه كرده بود بداند گناه خود درد سرت مباد ز فرياد دادخواه *** گو داد ميزنيد تو ميران به راه خود زان عهد ياد باد كز آسيب زهر چشم *** ميداشت نوشخند توام در پناه خود من صيد ديگري نشوم وحشي توام اما تو هم برون مرو از صيدگاه خود |
|
|
|
|
|
#154 (permalink) |
|
Staff
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() Join Date: Jan 2006
Location: No�waY ツ
Posts: 15,101
Credits: 112,300
Thanks: 588
Thanked 5,932 Times in 2,249 Posts
|
مرا وصلي نميبايد من و هجر و ملال خود
مرا وصلي نميبايد من و هجر و ملال خود
مرا وصلي نميبايد من و هجر و ملال خود *** صلا زن هر كه را خواهي تو داني و وصال خود نخواهد بود حال هيچ عاشق همچو حال من *** تو گر خود را گراري با تقاضاي جمال خود ز من شرمندهاي از بسكه كردي جور ميدانم *** ز پركاري زمن پنهان نمايي انفعال خود زبان خوبست اما بيزباني چون زبان من *** كه گردد لال هر گه شرح بايد كرد حال خود كدام از من بهند اين پاك دامان عاشقان تو *** قراري داده خواهي بود ما را در خيال خود چه ياري خوب پيدا كرد نزديكست كز غصه *** به دست خود كنم اين چشم و سازم پايمال خود نميگفتم مشو پروانهء شمع رخش وحشي چو نشنيدي نصيحت اين زمان ميسوز بال خود |
|
|
|
|
|
#155 (permalink) |
|
Staff
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() Join Date: Jan 2006
Location: No�waY ツ
Posts: 15,101
Credits: 112,300
Thanks: 588
Thanked 5,932 Times in 2,249 Posts
|
نيازي كز هوس خيزد كدامش آبرو باشد
نيازي كز هوس خيزد كدامش آبرو باشد
نيازي كز هوس خيزد كدامش آبرو باشد *** نياز بلهوس همچون نماز بيوضو باشد ز مستي آنكه ميگويد اناالحق كي خبر دارد *** كه كرسي زير پا، يا ريسمانش در گلو باشد نهم در پاي جان بندي كه تا جاويد نگريزد *** از آن كاكل كه من دانم گرم يك تار مو باشد به خون غلتيدم از عشق تو، سد چون من نگرداند *** به يك پيمانه آن ساقي كش اين ميدر سبو باشد نه صلحت باعثيدارد نه خشمت موجبي ، يارب *** چه خواند اين طبيعت را كسي وين خو چه خو باشد بدين بي مهري ظاهر مشو نوميد ازو وحشي چه ميداني توشايد در ته خاطر نكو باشد |
|
|
|
|
|
#156 (permalink) |
|
Staff
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() Join Date: Jan 2006
Location: No�waY ツ
Posts: 15,101
Credits: 112,300
Thanks: 588
Thanked 5,932 Times in 2,249 Posts
|
ترسم در اين دلهاي شب از سينه آهي سرزند
ترسم در اين دلهاي شب از سينه آهي سرزند
ترسم در اين دلهاي شب از سينه آهي سرزند *** برقي ز دل بيرون جهد آتش به جايي درزند از عهده چون آيد برون گر بر زمين آمد سري *** آن نيمههاي شب كه او با مدعي ساغر زند كوس نبرد ما مزن انديشه كن كز خيل ما *** گر يك دعا تازد برون بر يك جهان لشكر زند آتشفشانست اين هوا ، پيرامن ما نگرري *** خصمي به بال خود كند مرغي كه اينجا پرزند مي بي صفا، ني بي نوا ، وقتست اگر در بزم ما *** ساقي مي ديگر دهد مطرب رهي ديگر زند ما را درين زندان غم من بعد نتوان داشتن *** بندي مگر بر پانهد، قفلي مگر بر در زند وحشي ز بس آزردگي زهر از زبانم ميچكد خواهم دليري كاين زمان خود را بر اين خنجر زند |
|
|
|
|
|
#157 (permalink) |
|
Staff
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() Join Date: Jan 2006
Location: No�waY ツ
Posts: 15,101
Credits: 112,300
Thanks: 588
Thanked 5,932 Times in 2,249 Posts
|
بتان كه اهل تعلق به قيد شان بندند
بتان كه اهل تعلق به قيد شان بندند
بتان كه اهل تعلق به قيد شان بندند *** غريب سخت دلي چند سست پيوندند تهيهء سبب گريههاي چون زهر است *** شكر فشاني اينان كه در شكر خندند در اين جريده افسوس رنگ معني نيست *** چنين نگاشته مطبوع صورتي چندند به رود نيل فكندند ديده پدران *** جماعتي كه از ايشان بهينه فرزندند فغان كه نغمه سرايان گل نيند آگه *** كه هست رنگي و بويي بدانچه خرسندند حقوق خدمت سد ساله لعب اطفال است *** به كشوري كه در آن كودكان خداوندند ز شور اين نمكينان جز اين نيايد كار كه بر جراحت وحشي نمك پراكندند |
|
|
|
|
|
#158 (permalink) |
|
Staff
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() Join Date: Jan 2006
Location: No�waY ツ
Posts: 15,101
Credits: 112,300
Thanks: 588
Thanked 5,932 Times in 2,249 Posts
|
لب بجنبان كه سر تنگ شكر بگشايد
لب بجنبان كه سر تنگ شكر بگشايد
لب بجنبان كه سر تنگ شكر بگشايد *** شكرستان ترا قفل ز در بگشايد غمزه را بخش اجازت كه به خنجر بكند *** ديدهاي كو به تو گستاخ نظر بگشايد ره نظارگيان بسته به مژگان فرما *** كه به يك چشم زدن راه گرر بگشايد در گلويم ز تو اين گريه كه شد عقده درد *** گرهي نيست كه از جاي دگر بگشايد شب مارا به در صبح نه آن قفل زدند *** كه به مفتاح دعاهاي سحر بگشايد همه را كشت، بگوييد كه با خاطر جمع *** اين زمان باز كند تيغ و كمر بگشايد راه تقريب حكايت ندهي وحشي را كه مبادا گله را پيش تو سر بگشايد |
|
|
|
|
|
#159 (permalink) |
|
Staff
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() Join Date: Jan 2006
Location: No�waY ツ
Posts: 15,101
Credits: 112,300
Thanks: 588
Thanked 5,932 Times in 2,249 Posts
|
خرم دل آن كس كه ز بستان تو آيد
خرم دل آن كس كه ز بستان تو آيد
خرم دل آن كس كه ز بستان تو آيد *** گل در بغل از گشت گلستان تو آيد ما با لب تفسيده ره باديه رفتيم *** خوش آنكه ز سرچشمهء حيوان تو آيد خوش ميگرري غنچه گشاي چمن كيست *** اين باد كه از جنبش دامان تو آيد بر مائده خلد خورانم همه خونم *** رشك مگسي كان ز سر خوان تو آيد گو ماتم خود دار و به نظاره قدم نه *** آنكس كه به راه سر ميدان تو آيد سر لشكر هر فتنه كه آيد پي جاني *** تازان ز ره عرصهء جولان تو آيد وحشي مرض عشق كشد چاره گران را بيچاره طبيبي كه به درمان تو آيد |
|
|
|
|
|
#160 (permalink) |
|
Staff
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() Join Date: Jan 2006
Location: No�waY ツ
Posts: 15,101
Credits: 112,300
Thanks: 588
Thanked 5,932 Times in 2,249 Posts
|
نزديك ما سگان درت جا نميكنند
نزديك ما سگان درت جا نميكنند
نزديك ما سگان درت جا نميكنند *** مردم چه احتراز كه از ما نميكنند رسم كجاست اين ، تو بگو در كدام ملك *** دل ميبرند و چشم به بالا نميكنند رحمي نميكني، مگر اين محرمان تو *** اظهار حال ما به تو اصلا نميكنند ليلي تمام گوش و نديمان بزم خاص *** ذكر اسير باديه قطعا نميكنند اين قرب و بعد چيست نه ما جمله عاشقيم *** آنها چه كردهاند كه اينها نميكنند عشق آن دقيقه نيست كه از كس توان نهفت *** مردم مگر نگاه به سيما نميكنند پند عبث بلاست بلي زيركانه عشق *** بيهوده جا به گوشهء صحرا نميكنند اين طرفه بين كه تشنه لبان را به قطرهاي *** سد احتياج هست و تمنا نميكنند وحشي چه كردهاي تو كه خاصان بزم او هرگز عنايتي به تو پيدا نميكنند |
|
|
|
![]() |
|
| Thread Tools | |
|
|