Go Back   Persianhub > Culture and Thoughts > Religious Discussions

Reply
 
LinkBack Thread Tools
Old 20-01-08, 09:02   #1 (permalink)
Member
 
ashka's Avatar
 
Join Date: Nov 2006
Posts: 29
Credits: 488
Thanks: 6
Thanked 33 Times in 8 Posts
Talking روزی که فهمیدم دیگر مسلمان نیستم

سلام به همگی
می خواهم یکی از خاطرات شخصی خودم را به زبان طنز تعریف کنم .
اما پیش از هر چیز از عزیزان اجازه می خواستم به من حق دهند که تعبیر خودم را از دین داشته باشم که در غیر این صورت عقل و خرد را نیازی نبود برای درک مفاهیم دینی. این تفاوت در نوع نگاه، دقیقا مصداق داستان حضرت موسی و شبانی است که خدا را جستجو می کرد تا بر موهایش شانه زند و ...

من در یکی از ممالک دور اسلامی تحصیلات دانشگاهی ام را به پایان بردم. آن قدر دور، که کمتر ایرانی ای آن را می شناسد. از کودکی تا جوانی ام همواره در معرض تشعشعات دین بودم؛ تا جایی که پوست « روح و جانم » همیشه برنزه بود. نماز را در 5 سالگی از مادربزرگم یاد گرفتم و خوب به خاطر دارم که همیشه آن را از ته دل و با خلوص نیت می خواندم؛ و روزه را صد البته از همان سالها و بی وقفه. به دینم عشق می ورزیدم چون آن را کاملترین می دانستم و بزرگترین شانس زندگی ام را مسلمان زاده شدن، که یگانه راه رستگاری نامیده می شد.
یکی دیگر از مفاخر من این بود که در دانشگاهی تحصیل می کردم که هنر قلم زدن ( نگارش) را به می آموخت و چه چیز بهتر از قلم که خدا به آن سوگند خورده. غیر از انجیر و زیتون و ..، قلم تنها چیزی است که محصول دست انسان است و ثمره اش از تراوشات فکری او. پس با خودم عهد بستم که آن را به دست نگیرم جز در راه درست و خدمت به خلق خدا. به قول حکیم گرانقدر فردوسی که می فرماید:
بترس از خدا و میازار کس
ره رستگاری همین است و بس
بعد از دانشگاه هم به خاطر اینکه هنر نگارش را به خوبی آموخته بودم، به نوبت در چند موسسه دولتی و نیمه دولتی مشغول به کار شدم که انصافا خوش درخشیدم. اما دو تا مشکل بزرگ داشتم. اول دومی رو می گم: حقوق و درآمد ناچیزم. اولی اش هم که می توانید حدس بزنید: قسمت عمده ای از نوشته هایم را باید درز می گرفتم. در هر مورد کارفرماهایم می گفتند: « البته گفته های شما کاملا درست و منطقی است و صد البته مفید و موثر برای دفاع از حقوق مردم. اما مصلحت نیست که این قسمت را این طور بنویسید یا اگر آن بخش را اصلا ننویسید بهتر است». و من به خوبی می فهمیدم که مصلحت چیست و برای کیست. اما کاری هم نمی شد کرد. بالاخره زندگی باید یک جوری می گذشت. تا اینکه ...


یک روز در خانه نشسته بودم و تخمه می خوردم که تلفن زنگ زد. گوشی رو برداشتم گفتم کیسته؟ گفت وجدانت هسته. گفتم: فرمایشت چیسته؟ گفت: مرا بر تو حقی هسته. گفتم: حقت چیسته؟ گفت: تو مسلمانی هو...؟ گفتم: مسلمان کیسته؟ گفت: همانی که از ته دل نماز خوان هسته، روزه گیر هسته. گفتم: مگر مرا این گونه نیسته؟ گفت: معلومه که نیسته. گفتم: دلیل این حرفت چیسته؟ گفت: هو ... وقت نماز خواندن حواست کجا هسته؟ گفتم: همه جا هسته و هیچ جا نیسته. گفت: در ماه مبارک رمضان دعای سحر برای تو چه هسته؟ گفتم: نشانه ای که با تمام شدن آن می فهمم دیگر وقت غذا خوردن نیسته. گفت دعای افطار چگونه هسته؟ گفتم: خیلی غمگین هسته. گفت: منظور خود را از خواندن قرآن واگو. گفتم: وسیله ای برای خریدن هر چه بیشتر زمین های بهشت و حور و پری هسته. تند خواندن و بیشتر خواندن آن برای من بهتر هسته. گفت: بفرما هو ... . این ها همه حالتهای کافرها هسته؛ مال مسلمانان نیسته. بر تو واجب هسته که بگردی ببینی در دلت چیسته و اگر دلت در جای قبلی نیسته، پس کجا هسته؟!!

و چه صادق بود وجدانم. برای اینکه بفهمم چرا دیگر از آن خلوص نیت خبری نیست، کار دشواری در پیش نداشتم. پر واضح بود که این تغییر حالت از زمان اتمام دانشگاه و شروع به کارم آغاز شده بود و مربوط می شد به نان آوری و کسب درآمد. به خوبی با تار و پود وجودم دریافته بودم که در آن مملکت به اصطلاح اسلامی، سامانه اقتصادی طوری تنظیم شده بود که ده ساعت کار روزانه فقط بهای زنده ماندنم باشد و بس. و در این درد من تنها نبودم؛ همکارم، همسایه ام، هم کلاسی سابقم، همشهری ام و هم وطنم ( در آن کشور دور و ناشناخته ). من، ما برای کسب رزق و روزی مان ناچار بودم، ناچار بودیم هرچه کارفرما می گفت بپذیرم، بپذیریم تا زنده بمانم، زنده بمانیم. اگر پا پس می کشیدم چه کاردیگری می توانستم بکنم؟ در کجای آن سرزمین جا داشتم اگر قلمم را نمی چرخاندم، آن گونه که فرمانم می دادند؟ قداست قلم دیگر برای من غریب ترین واژه و مضحک ترین عبارت جلوه می کرد. تا آن شبی که وجدان لعنتی به سراغم آمد و فهمیدم « دیگر آنی نبودم که می نمودم »
به یاد می آوردم من از زبان همان دین، همان مذهب، همان حکومت، همان نظام عقیدتی و در قالب آموزه های همان نظام آموزشی در دوران نوجوانی آموخته بودم « هر کس که برای حاکم ظالم خدمت کند، گویی آن را پرستش کرده و عبادت کردن ستمکار، شرک به خداست». اما ناچار بودم ادامه دهم و برای آنکه ظالم می دانستمش خدمت کنم؛ همان گونه که او می خواست. نه فریادی، نه اعتراضی و نه حتی ناله ای خفیف از سر درد جانکاهی. تا آن شبی که وجدان لعنتی به سراغم آمد و فهمیدم « دیگر مسلمان هم نیستم»
نه خودم بودم و نه آنچه می باید بودم. هیچ نبودم. خودم را در دل صحرایی لایتناهی می دیدم. خسته، گرسنه، تشنه و بدترین چیز آنکه حتی سمت و سوی مقصد را نمی دانستم تا به آن طرف بروم. از ته دل نالیدم که: « خدایا پس تو کجایی؟ » که یکدفعه جواب شنیدم ...


هو کیسته....؟ گفتم: چاکرت هسته؛ مخلصت هسته. آخر راز خلقت من چیسته که این طور در بیابان زندگی مثل دانه های شن سرگردان هسته؟ گفت: هو ... همان جا که ایسته کردی بمان تا حکمت این کار بر تو واگویم. مدتی در همان جا ایسته کردم که دیدم هو ... یک هو یک حیوانی در کنارم هسته. گفتم: کیسته؟ حیوان گفت: شتر هسته . گفتم: شتر کیسته؟ گفت: همان حیوانی که راهنمای گمشدگان هسته. روی چهار زانو نشسته کرد و گفت: هو ... سواره شو که تا سرمنزل مقصود راه درازی در پیش هسته. گفتم: آنجا دیگر کجا هسته؟ گفت: همان جا که راه نجات فراهم هسته. سوار شتر با سه سوت به آخر صحرا رسیدیم. دیدم آنجا یک چادر هسته. گفتم: این چیسته؟ گفت: خیمه هسته. کفشت را از پا یت خارج کن و داخل شو که آنجا مکانی مقدس هسته. رفتم تو؛ دیدم آنچا چند تا چیز هسته که برای من آشنا نیسته. گفتم: این چیسته؟ شتر سرش را از خیمه به درون آورد و گفت: آن مانیتور هسته. آن یکی کیسه و آن دیگری کیبورد هسته. آن چیز کوچک هم ماوسه که همه اینها برای تاسیس کافی نت لازم هسته. گفتم: فایده اینها چیسته؟ گفت: اینها به اینترنت وصل هسته که از برای کمک خواستن خوب هسته.
پرسیدم: حالا طرز کارش چیسته؟ گفت: کارش اصلا سخت نیسته. فشار روی یکی از آن دکمه ها از برای تو بس هسته. گفتم: آخر این از برای من بیگانه هسته. گفت: فشار ده که همان برای تو کافی هسته. اووکی؟ گفتم: اووکی.
همان کارکردم و یک هو دیدم مخلص شما بر تمام علوم رایانه ای از قبیل آفیس، فووتووشاپ تا کوورل، جاوااسکریپ، برنامه ریزی و مدیریت صفحات وب، خلاصه به همه مهارتهای رایانه مسلط هسته.
فوری کلمه امداد را در گوگل سرچ کردم یک صفحه باز شد. گفتم: کیسته؟ گفت: امداد هوایی هسته. همانجا ایسته کون که هلی کوپتر امداد در راه هسته. من هم تا رسیدن چرخ بال، به خودم گفتم با رایانه یک نامه از برای شما نوشته کنم بپرسم : چطورید؟ خوب هستید؟ در سلامتی کامل به سر می برید هو ....؟


راستی از نظر شما چه فرقی هسته بین آنکه مسلمان هسته با آنکه نامسلمان نیسته؟

Last edited by ashka; 20-01-08 at 14:08.
ashka is offline  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiFurl this Post!
Reply With Quote
Entry Appreciated By 4 Users
effat27 (21-01-08), farschid333 (20-01-08), nobodynoone (20-01-08), saltyman (23-05-08)
Old 20-01-08, 09:28   #2 (permalink)
Staff
 
nobodynoone's Avatar
 
Join Date: Jun 2007
Posts: 5,296
Credits: 130,244
Thanks: 4,029
Thanked 7,812 Times in 2,848 Posts
Salam dooste aziz.Tabrik migam charkheshe delneshini dare ghalametoon va khoshhalam az inke inja hastid.Tamami e matalebi ke zekr kardin mobtala behe javanani ast ke vojdane bidari darand va be jabr e zamane dar jayi zendegi mikonand ke "DIN RA DAM KARDAND SHEKARE KHALGH O SEYDE KHAM KARDAND"
Jayi ke"KHODA BAZICHEYI SHOD KE BA AN KASBE NANG O NAM KARDAND".
Fekr nemikonam ke aslan bahse din bashe.Bar hame vazehe ke in hokoomat ye hokoomat e mortaje hast ke tafsir e enherafi az din ro ba estefade az sat he payine agahi e omoomi dastavizi baraye residan be ahdafe madigarayane gharar dade.Niazi nist ke yek mosalmane vagheyi ya yek dindare vagheyi bood ke be in mozoo pay bord.Kafi ast ke tanha yek AZADE bashid ta motevajjeh beshid ke nagozir dar yek manjelab mikeshoonandetoon.Shayad dalile mohajerate kheili az javoonha ham hamin bashe.Bahs toolani ast.Man montazer mimoonam ke doostane digar ham nazareshoon ro bedahand.Sepasgozar bekhatere Thread
__________________
nobodynoone is offline  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiFurl this Post!
Reply With Quote
Entry Appreciated By:
ashka (20-01-08)
Old 20-01-08, 18:28   #3 (permalink)
Jupiter
 
Join Date: May 2005
Posts: 4,135
Credits: 16,525
Thanks: 494
Thanked 792 Times in 476 Posts
rastesh shoma khoob minevisy, ama in harfa faydeee nadare, enghad az din be mardom goftan ke hame zade shodan. fek nakonam aslan baraye casy mohem bashe ke mosalmoon hast ya nist.
boback is offline  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiFurl this Post!
Reply With Quote
Old 21-01-08, 08:18   #4 (permalink)
Member
 
ashka's Avatar
 
Join Date: Nov 2006
Posts: 29
Credits: 488
Thanks: 6
Thanked 33 Times in 8 Posts
salam dooste man
hagh ba shomast amma:
1 avalan ke ma dar inja emkani darim ta bedoone inke tarsi az chizi dashte bashim, hatta ba nami mostaar nazaratemoono benevisim. khob age chizi nanevisim ke che faide baraye tasise in talar?
2 be eteghade man age man betoonem ba do ta javoon mesle shoma tabadole aghide konam ta be noghate moshtarak beresim behtar az ine ke hichi nanevisim. chera ma baiad entezar dashte bashim ke hatman harfamoon alam gir basheh?
3 man fekr mikonam yeki az bozorgtarin moshkelate ma dar ine ke khodemoono nemishnasim va taklifemoon ba khodemoon maloom nist. shoma ba in nazar mokhalefi ke sharte avale pishraft khodshenasie?
masalan age ma tarife dorosti az din dashte bashim ke dige goole dindarane dorooghi ra nemikhorim!
dar morede khodam man ba do ta javoone dige baraye kesi kar mikardim ke bar akse zaheresh yek bi khodaie vagheii bood. man az bikar shodan natarsidam kenaar keshidam albate ta modatti sakhti keshidam vali alan kheili vazam behtar shode. amma oon do ta tarsidan az bikari va hanooz hamoon vazo daran.
az ma harkat az khoda barkat

amma be gereftarie mardom eshare kardid. midoonid ke in dar tarikhe ma tazegi nadare va hokoomathaye zalem sadha saal hamin tori ba ijade gereftari baraye mardom, davoom avordan? in hame nevisande, shaer va odabaie mokhtalef age gharar bood be bi tavajohie mardom tavajoh konan ke aslan hich asari tolid nemishod !

az inke man ro ghabel doonestid va nazaretoon ro neveshtid kheili mamnoonam
ashka is offline  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiFurl this Post!
Reply With Quote
Old 21-01-08, 15:02   #5 (permalink)
Forum God
 
effat27's Avatar
 
Join Date: Apr 2006
Location: alange
Posts: 3,201
Credits: 15,604
Thanks: 751
Thanked 884 Times in 534 Posts
کسیکه مسلمان هسته، عاشق حوری بهشتی هسته
واما آنکه نا مسلمان نیسته، منتظر مهدی می ایسته
__________________
امروز همان فردائیست که دیروز نگران ان بودید


بــــــــــــنام خـــــــــــــداوند جـــــــــــــــان و خــــــــــــــرد

º°¨ ¸„ø¤º°¨°º¤ø„¸¨°º¤ø„
¨°º¤ø„ ¸No to J.E!!!!!¨°º¤ø„¸
¸„ø¤º°¨¸„ø¤º „¸¨°º¤ø„¸¸„ø¤
effat27 is offline  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiFurl this Post!
Reply With Quote
Reply

  Persianhub > Culture and Thoughts > Religious Discussions

Thread Tools

Posting Rules
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is On
Smilies are On
[IMG] code is On
HTML code is Off
Trackbacks are On
Pingbacks are On
Refbacks are On


Similar Threads
Thread Thread Starter Forum Replies Last Post
من که نمیفهمم چی میخونه...ولی چه صدای رسایی Ferdos Must See Video Clips 3 16-04-08 09:07
طرز تهیه یک فیلم پرفروش در سینمای ایران **Nafass** Off Topic / Free Talk (Published) 2 14-04-08 16:19
طرز تهیه یک فیلم پرفروش در سینمای ایران omid_bl Off Topic / Free Talk (Published) 5 10-04-08 13:48
سه دلیل مهم برای اینکه دیگر ماهی قرمز نخری **Nafass** Off Topic / Free Talk (Published) 16 21-03-08 06:32
منوچهر متکی در یک گفتگوی جمعیٍ سازمان ملل Ferdos Must See Video Clips 0 03-02-08 21:34


All times are GMT -5. The time now is 16:26.

RSS Feed w3-css w3-xhtml Join us in Facebook
Rules Terms of Services Policy Advertisement

Designed by LastBrush
Powered by vBulletin® Version 3.8.4
Copyright ©2000 - 2009, Jelsoft Enterprises Ltd.
SEO by vBSEO 3.3.0
Template-Modifications by TMS
vBCredits v1.4 Copyright ©2007 - 2008, PixelFX Studios
2004 - 2009 © Persianhub Network